سيد جعفر سجادى

1688

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

نمونهء آن چيز است « مثله » يعنى تصوير آن را كشيد و مثال هر چيزى عبارت از امرى است كه لااقل در يكى از اوصاف با ممثل خود مشترك باشد « تماثيل » يعنى صور اشياء و شبيه آنها « مماثلت » يعنى مشابهت « تماثل الامران » يعنى دو امر مثل هم دگر شدند . « مثل » شبيه و نظير را گويند « مثل » بضم ميم و ثاء نيز شبيه و نظير است و اماثل جمع امثل يعنى افضل است . در فلسفه كلمهء مثل و مثال در دو مورد به كار برده شده است . يكى در مورد فرضيه افلاطون كه براى موجودات مادى مثلى قرار داده است و ديگر در مورد عالم مثال و مثل معلقه كه برزخ بين مجردات و ماديات است در هر حال ريشه قول به مثل مربوط بافلاطون است . خلاصهء كلام افلاطون آنكه چون موجودات مادى در معرض تبدل و تحول و فنا پذيرند و افراد جزئيه در عالم ناسوت آيند و روند در حال كه علم ما به آنها ثابت است در حال كه افراد فانى شوند بنا بر اين هر نوعى از موجودات را امرى است ثابت و دائم و غير متحول كه متعلق علم ما است و حافظ نوع افراد است و افراد ميآيند و ميروند و آن فرد نوعى همواره باقى است و آن را مثل ناميده است . و بالجمله گويد : براى موجودات داثرهء فانيهء عالم جسمانى براى هر نوعى صورتى است عقلانى كه در معرض فنا و زوال نيست و آن صور مثل اشياءاند و براى عدهء از آن مثل هم مثلى است عالىتر تا برسد به مثل الامثال كه مبدأ كل است و بدين طريق مثل حقيقت‌اند و اشياء ديگر ظل‌اند كه فانى ميشوند . اين بود خلاصهء نظر سقراط و افلاطون لكن فلاسفهء بعدى هر يك در مورد مثل افلاطونى عقيدهء دارند و بر مبناى كار او فرضيه‌هاى ديگرى درست كرده‌اند . مير داماد گويد : مرتبت قرار و حضور ماديات متغيرهء فاسده را در علم حق بر نحو مثول و ابديت غير متقدره مثل الهيه گويند و صور روحانيهء معلقهء در متن كه نه در زمان و نه در مكان‌اند مثل معلقه ميباشند . در شرح حكمت اشراق است كه مثل معلقه غير از مثل افلاطونى است زيرا مثل افلاطونى نور محض‌اند كه محل آنها عالم انوار است و مثل معلقه در عالم اشباح است او مثل افلاطونى را عبارت از عقول متكافئه ميداند « انما سميت تلك العقول المتكافئة مثلا لكونه امثالا لما دونها و مثالات و آيات لما فوقها لانه صور اسمائه تعالى » ( شرح منظومه ص 194 ) . « و قيل المثال عالم المثال يعنى المثل المعلقة التى بازاء الاشخاص مع ان افلاطونيين قائلون بالمثل النوريه و المثل المعلقه » ( شرح منظومه ص 198 و 196 ) « و بعضهم و هو المعلم الثانى فى كتاب الجمع بين الرأيين يحرفون الكلم فاولو المثل بالصور المرتسمه فى ذات باريها » ( از شرح منظومه ص 198 ) . و بالاخره شيخ اشراق گويد : صور