سيد جعفر سجادى
1606
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
كَلْبُ الحائِط - سگ خانه را گويند كَلْبُ الزَّرع - سگ بستان را گويند كَلبُ المُعَلّم - سگ تعليم يافته را گويند رجوع شود به كلاب اربعه كَلِمات - ( اصطلاح ادبى ) در زبان فارسى كلمات نه قسماند اسم صفت ، كنايت ، عدد ، فعل ، قيد ، حروف اضافه ، حروف ربط و اصوات . ( از دستورنامه ص 15 ) كَلماتِ إلهيَّه - ( اصطلاح ذوقى ) كليهء موجودات مظاهر حقاند و كلمات حقاند كه از وجود او سخن گويند كه فرمايد : قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ . . . جامى گويد : چون كتاب خدا كلام خداست * از صفات كلام بنده جداست مكن از حق كران چو معتزلى * لايزالى [ ليس ] دان و لم يزلى حرف و صوتى كه نوبنو حادث * مىشود ، نيست چون دو آن لابث باشد آن پيش عقل خردهشناس * مر كلام قديم را چو لباس دمبدم گر شود لباس بدل * شخص صاحب لباس را چه خلل گر چه آمد بسيط اصل كلام * باشد آن را مراتب و اقسام هست اصل بسيط آن ز صفات * ز صفاتى كه هست لازم ذات چون دلالات جمله موجودات * بر كمال صفات و وحدت ذات گاهى اندر لباس لفظ و حروف * كه مر او را قوالبند و ظروف وين دو قسم است ، زانكه حرف و مقال * يا بحس مدرك است يا به خيال عطار گويد : ديدى كلام حق كه على الحق يكست و بس * پس در نزول مختلف آثار آمده سنگ سيه مبين تو يمين اللهش به بين * كاين جا جهانت محو جهاندار آمده عكسى ز زير پردهء وحدت علم زده * در صد هزار پرده پديدار آمده كَلماتُ التّامّات - ( اصطلاح ذوقى ) مراد عقول مجردهء مفارقه است كه كلمات اللّه التامات گويند . ( اسفار ج 1 ص 191 ج 3 ص 97 ، 62 - تفسير ص 889 ) . كَلِمَةُ اللَّه العُلْيا - ( اصطلاح ذوقى ) مراد از كلمة الله العليا عبارت از عقول طوليه است ( مبدأ و معاد صدرا ص 161 ) . كَلمهء مُجازات - ( اصطلاح ادبى و ذوقى ) عبارت از اسماء شرطاند كه من ، ما ، إذ ما ، اين ، حيثما ، اى ، انى باشد رجوع به هر يك ازين كلمات شود ( از الهدايه ص 202 ) كَلِمَه - ( اصطلاح ذوقى و ادبى ) كلمه لفظى است كه براى معنى مفرد وضع شده باشد و سه نوع است اسم ، فعل و حرف ( رجوع بهر يك از اين اصطلاحات و الهدايه ص 82 شود . ) در معنى روح انسانى را باعتبار ظهور آن در نفس رحمانى مانند ظهور كلمه در نفس انسانى كلمه گويند .