سيد جعفر سجادى
1592
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
است كه خود يكى از مهمترين عوامل اختلاف به حساب ميآيد و اساس بسيارى از جدالهاى اسلامى است . با توجه به اين امور نمىتوان گفت كه پايهگذار مسائل كلامى و اصل بن عطا و يا حسن بصرى و يا ابو الحسن اشعرى است و بلكه اين امر از همان ابتداى كار اسلام بطور پراكنده و نامنظم شروع مىشود لكن مظهر كامل آن در برههاى از زمان ، حسن بصرى و و اصل بن عطا و ديگران بوده است . كلام در عصر خلفاى عباسى در عصر خلافت عباسى مجالسى بطور علنى و آشكار در مورد اين گونه مسائل تشكيل ميشد و متدرجا اين مسائل از جملهء مسائل روز دربارهاى خلافت و دانشمندان دين گرديد و گسترش يافت تا آنگاه كه بين اهل حديث شكافهائى بوجود آمد و به تدريج مذاهب كلامى ظاهر شد و از عهد مأمون تا دوران متوكل به اوج خود رسيد . ميدانيم كه در عصر اموى ، شيعه ، خوارج ، مرجئه ، قدريه بوجود آمدند و هر يك بنيان خلافى را در مذهب ، فروعا و اصولا نهادند و دگرگونيهاى ديگرى در دين پديد آوردند ، و چنان كه اشاره شد و اصل بن عطا ( متوفى 131 ه ) از استاد خود جدا مىشود و مكتبى بوجود ميآورد كه بعدها اعتزال خوانده مىشود . در اين جريان ارباب ملل و مذاهب ديگر مانند : يهود ، نصارى ، و مجوسان بوسائل و طرق خاص ايراداتى در عقايد و فروع دين اسلام وارد كردند و شبهاتى القاء نمودند . و چنان كه اشارت رفت مذهب قدريه بوسيلهء « معبد جهنى » پايهگذارى شد و بدين ترتيب هيجان و اضطراباتى هم در عمق و هم در سطح اسلام حاصل گرديد . و با تمام ايراداتى كه بر مذهب اعتزال وارد است بطور قطع پيروان آن بزرگترين خدمت را به استوارى اركان اسلامى كردهاند و در حدود دو قرن دانشمندان بزرگى به جامعهء اسلامى تحويل دادند كه هر يك در پايهگذارى معارف اسلامى سهمى بسزا داشته است از جمله : ابو بكر اصم ، ابو هذيل علاف ( متوفى 235 ) ابراهيم بن سيار يا يسار ( متوفى 221 ) جاحظ بصرى ( متوفى 255 ) ابو على جبائى ( متوفى 303 ) كه در ايجاد نظام اعتقادى اسلام بر مبناى اصول عقلى خدمات ارزندهاى به عالم اسلام كردهاند ، بديهى است كه فرقههاى ديگرى مانند : يونسيه ، هشاميه ، نجاريه ، همه از فروع اين فرقهء اصلى و اساسىاند . البته اين نزاع و جدالها به آن نحو كه در عالم مسيحيت و در قرون وسطى وجود داشت در جهان اسلام تحقق پيدا نكرد . زيرا همانطور كه اشارت رفت دين اسلام دين تفكر و انديشه در آفاق و انفس است تا آنجا كه فلاسفهء اسلامى غايت دين و فلسفه را يكى دانستهاند و آن نيل به سعادت دنيا و آخرت است . آيات بسيارى در قرآن مجيد در مدح و ستايش علم و معرفت و تفكر و تعمق در جهان آفرينش و خلقت انسان و حوادث و وقايع روزگار آمده است در بسيارى از آيات قرآنى حريت و آزادى فكر تأمين