سيد جعفر سجادى
1593
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
شده است : در سورهء بقره در « آية الكرسى » آمده است : لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ . در سورهء كهف آمده است : قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ . با اين وصف عدهاى بناى ضديت را با علوم عقلى گذاردند و در طرد و نفى بلد و اتهام و افتراء فلاسفه اعمالى ناهنجار انجام دادند . و از همان ابتداء كسانى را مانند « على بن عبيدة الريحانى » و « ابو زيد بلخى » را به الحاد و زندقه نسبت دادند . و بطور قطع مستقيم يا غير مستقيم اين وضع را اهل سنت و حديث بوجود آوردند . آنان صريحا طلاب علوم را از اشتغال بفلسفه منع مىكردند . در عصر عباسى بسيارى از فلاسفه را زنديق شمردند ( اين امر از آثار وجودى اشعريان بود ) . اولين امرى كه مورد بغض و سخط اهل حديث و سنت واقع مىشود الهيات و منطق ارسطو است و سپس ساير شعب علوم از رياضى و طبيعى و غيره ، و كسانى كه به اين علوم اشتغال داشتند گاهى مورد لطف خلفاء و امراء و گاهى مورد غضب و سخط آنان واقع ميشدند . يكى از قربانيان راه علم و فلسفه در جهان اسلام « ابن رشد » است كه محاكمه و نفى بلد گرديد و بدنبال آن بموجب منشورى كه از طرف خلافت مغرب صادر شد تعليم فلسفه تحريم گرديد . ديگر از قربانيان راه علم ، كمال الدين يونس موصلى است كه معاصر ابن خلكان است و به علوم فلسفى ، رياضى و ساير شعب علوم وارد بود . از جمله كسانى كه شديدا با فلسفه دشمنى ورزيد « ابو حامد غزالى » است كه كتاب « تهافت الفلاسفه » را نوشت و ديگر « ابن تيميهء بزرگ » ( 729 ه ) است . و شايد از اين جهت باشد كه فلاسفه ناچار شدند به آيات قرآنى در كتب و رسائل خود استشهاد كنند . بارى همانطور كه اشاره شد با - وجوديكه علماء مذهب ، نظر خوشى به استدلالات فلسفى نداشتند ، جمعى پيدا شدند كه بناى كار خود را بر اصالت عقل گذاردند و منطق ارسطوئى را در مسائل اعتقادى به كار بردند ، اين دسته معتزله بودند كه بعدها به تدوين كتب و رسائل كلامى پرداختند ، از جمله : الرد على القدريه ، تأليف عمرو بن عبيدة شيخ معتزله ( 80 - 144 ه ) . أصناف المرجئة ، تأليف و اصل بن عطاء . و بدين ترتيب معتزله خود را وارد در معركهء علوم عقلى كردند و در اصناف علوم يونانى و اسكندرانى متجر شدند تا آنكه فرقهء اشعرى بوسيلهء ابو الحسن اشعرى بوجود آمد و عقايد معتزله را يكسره باطل دانستند و بناى ضديت را با فلسفه و علوم عقلى گذاردند ، و نظر خلفا و امراء وقت را به خود جلب و همراه كردند و همچنانكه اشارت رفت القادر بالله ( 408 ه ) منشورى مبنى بر تحريم فلسفه و عليه مذهب اعتزال صادر كرد و كتبى بر رد فلاسفه و معتزله منتشر شد ، مانند :