سيد جعفر سجادى
1579
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
و از عبد الله عباس و عمر خطاب روايت كردهاند كه ايشان گفتند كه هر كه پيش از تحليل وطى كند ، حج خود باطل گرداند ، و برو ناقهاى بود . و كس ايشان را خلاف نكرد . و همچنين بود اگر بعد از عرفه و پيش از ايستادن كه بمشعر بود ، از براى آنكه ايستادن بمشعر واجب است ، و آن از تمامى حج است ، بمنزلت ايستادن است بعرفه كسى را كه ايستادن بعرفه در نيافته باشد . و روايت كردهاند كه رسول ص فرمود : و او بمزدلفه برد : « من وقف معنا هذا الموقف و صلى معنا هذه الصلاة و قد كان قبل ذالك وقف بعرفة ساعة من ليل او نهار فقد تم حجه » ، يعنى : هر كه با ما درين موقف بايستاد ، و نماز كرد با ما اين نماز و او پيش ازين بعرفه ايستاده باشد ساعتى از روز يا شب ، حج او تمام شد . پس تمامى حج را رسول ص معلق گردانيده است بايستادن در آن دو موقف . . . اما آنچه روايت كردهاند : « من وقف بعرفة فقد تم حجه » ، يعنى هر كه بعرفه بايستاد ، حج او تمام شد ، و آنكه روايت آمده است : « الحج عرفة » ، خبر واحد است . و روا بود كه حمل كنند بر آنكه مراد آنست كه معظم حج عرفه است . و مراد به آنكه گفت : « فقد تم حجه » آنست كه « قارب التمام » ، يعنى : نزديك آن شد كه تمام گردد . و اگر بعد از وقوف بمشعر و پيش از تحليل وطى كند ، بدنه بود ، يعنى : اشترى واجب شود . و حج تباه نشود ، زيرا كه حكم بفساد او محتاج دليل است ، در شرع نيست آنچه دليل است بر آن . و اگر وطى در دبر باشد پيش از وقوف بموقفين ، حج فاسد شود يا نه ؟ درو خلاف است : كسى كه گفت كه فاسد شود ، دليلش طريقهء احتياط است ، و آنكه گفت فاسد نشود ، گفت از براى آنكه اصل صحت است و برائت ذمت از قضا . و تكرار وطى موجب تكرار كفارت باشد ، براى آنكه حرمت حج با آنكه فاسد شده است باقى است ، بدليل آنكه گذشتن در آن و با تمام رسانيدن واجب است ، كفارت تعلق به او گرفت . اگر وطى كند وطيى كه حج را فاسد گرداند ، ميان ايشان جدا گردانند در سال آينده ، چون به آن موضع رسند از يكديگر - شان جدا گردانند ، و با يكديگر جمع نشوند تا آنگه كه هدى بمحلش رسد . و جدائى ميان ايشان به آن باشد كه ديگرى در ميان ايشان باشد . دليلش آنست كه : روايت كردهاند از عمر خطاب و عبد اللّه عباس كه ايشان گفتند : « اذا وطى الرجل زوجته فقضيا من قابل و بلغا الموضع الذى وطئها فيه فرق بينهما » ، يعنى : چون مرد با زن خود وطى كند ، پس سال آينده حج را قضا كنند ، و به آن موضع كه وطى كرده باشند برسند ، ميان ايشان تفرقه كنند . هيچ كس گفتار ايشان رد نكرد . اگر گوشت صيد بخورد ، يا يكى از اجناس طيب ببويد ، گوسفندى واجب شود . و همين است در سايبان كردن محمل ، و پوشانيدن مرد سر خود را ، و زن روى