سيد جعفر سجادى
1552
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
اصل ) فقط انوثيت و ذكوريت است كه عدم تأثير آن در خصوص عتق قطعى و مسلم مىباشد د » قياس خفى : قياس خفى مقابل قياس جلى است يعنى عدم تأثير جهات فارقه بين اصل و فرع در آن مسلم نمىباشد - مثلا در باب قصاص گفته شده : هر گاه قتل بوسيله آلت قتاله انجام گرفته باشد قتل عمدى محسوب ميگردد و لو اينكه معلوم شود كه قاتل قصد قتل نداشته است و چون منصرف اطلاق آلات قتاله شمشير و خنجر و ساير ادوات برنده است بنا بر اين قياس با سنگ و چماق و ساير اشياء مثقله و كوبنده بر آن من باب قياس جهات فارقه ( قاطعيت در شمشير - خفى خواهد بود - چه آنكه عدم تأثير كوبندگى در سنگ غير مسلم ميباشند ولى اين نوع قياس در نزد اكثر حجت نيست . ( اصول رشاد 282 - 280 ) قِياسِ استِثنائى - ( اصطلاح منطقى ) قياس استثنائى عبارت از قياسى است كه نتيجه يا نقيض آن بعينه در مقدمتين مذكور باشد و بعبارت ديگر يكى از دو مقدمه نتيجه يا نقيض آن باشد چنان كه گويد « اگر اين انسان باشد حيوان است » كه از وضع مقدم وضع تالى لازم ميآيد چنان كه اگر گفته شود « لكن انسان است » لازم ميآيد كه حيوان باشد و از رفع تالى رفع مقدم لازم آيد چنان كه اگر گفته شود لكن حيوان نيست لازم مىآيد كه انسان نباشد و لكن از وضع تالى وضع مقدم لازم نيايد و رفع آن نيز لازم نيايد چنانچه اگر گفته شود « لكن حيوان است » نه انسان بودن و نه نبودن آن هيچ كدام لازم نيايد . مقدمه اول را در قياس استثنائى مقدم و مقدمه دوم را تالى گويند . ( ش ص 95 ) . قِياسِ اقتِرانى - ( اصطلاح منطقى ) قياس اقترانى نوع قياسى است كه نتيجه يا نقيض آن بالفعل و با شكل و هيأت خاص در مقدمتين مصرح نباشد چنان كه گويند « عالم متغير است ، هر متغيرى حادث است ، پس عالم حادث است » كه نتيجه كه عالم حادث است باشد بعينه در آن مذكور نيست بلكه موضوع نتيجه مندرج در صغرى و محمول آن مندرج در كبرى است مقدمهء اول از قياس اقترانى را صغرى و مقدمهء دوم را كبرى نامند ( ش ص 96 ) . رجوع به صغرى و كبرى و اصغر و اكبر و اوسط و شكل و اشكال اربعه شود . قِياسِ بَسيط - ( اصطلاح منطقى ) قياس يا بسيط بود يا مركب ، قياسات بسيطه دو نوع بود يا اقترانى يا استثنائى اقترانى آن بود كه نتيجه يا نقيض آن هيچ كدام بالفعل در قياس مذكور نباشد و استثنائى بالعكس ( اساس الاقتباس ص 189 و 294 ) . قِياسِ جَلى - ( اصطلاح اصولى ) قياس جلى را قياس بطريق اولى هم نامند و آن در صورتى است كه جامع در فرع اقوى و اولى باشد از اصل چنان كه در آيه « فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ » به پدر و مادر خود كلمات توبيخآميز مزنيد كه عدم ضرب بقياس بطريق اولى است پس تعديهء تحريم تأفيف بانواع ديگر اذيت از باب