سيد جعفر سجادى

1493

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

قضاء مبرم قضائى است كه قابل تغيير نباشد . قضاء غير قابل تغيير و غير قابل فسخ و در اصطلاح كلام عبارت از حكم كلى الهى در اعيان موجودات است بر آن ترتيب كه در نفس الامر ميباشند از احوال جاريه بر آنها از ازل تا بابد . و ديگر قضا به معناى اداء و مفاجات و موت است . ( دستور ج 3 ص 72 ) . اشاعره گويند : قضا عبارت از ارادهء ازليه حق تعالى است . فلاسفه گويند : قضاء الهى علم او است به آنچه شايسته موجود شدن است كه عنايت ازليه هم ناميده‌اند ( اسفار ج 3 ص 62 ) . بعضى گويند : قضا عبارت از مرتبت جميع صور موجودات در لوح محفوظ بر سبيل وجود ابداعى مىباشد ( از اخوان ج 4 ص 133 ) . شيخ الرئيس گويد : قضا عبارت از فعل اول حق تعالى است كه منشعب شود از مقدورات ( از شفا ج 2 ص 645 ) . در معتقد الاماميه راجع به قضا و قدر آمده است : و همچنين اين طائفه اماميه كه ايشان را دوازده امامى گويند و ديگران رافضى شان ميخوانند ، اعتقاد كرده‌اند قضا و قدر خداى را ، و بدان رضا داده ، و به حكم و خواست خدا گويند . اما نه چنان كه ديگران گويند كه هر چه است در عالم از كفر و زندقه و زنا و لواط و خمر خوردن و خون بناحق ريختن و انبيا و اوليا را كشتن ، اين همه به قضا و قدر و حكم خداست و خواست او . اعتقاد ايشان آنست كه ازين جمله هيچ به قضا و قدر و حكم و خواست وى نيست ، كه اگر به قضاى وى باشد رضا دان بكفر كافران و فسق فاسقان و كشتن پيغمبران واجب باشد ، و انكار كردن ايشان از اين افعال و منع كردن قبيح باشد ، و اين مذهب هيچ طائفه‌اى نيست از مسلمانان . و خداى فرمايد : إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ ، يعنى : نيست حكم الا خداى را و خداى حكم به حق كند . و از پيغمبران روايت است كه خداى تعالى فرموده‌ست : من لم يرض بقضائى و لم يصبر على نعمائى فليعبد ربا سوائى يعنى : هر كه به قضاى من راضى نشود و بر بلاى من صبر نكند و نعمت مرا شكر نكند گو برو و به غير از من خدايى گير و وى را بپرست . معلوم شد كه حكم خداى حق است ، و رضا به قضاى خداى دادن واجب ، پس قضاى خداى بر بندگانش حكم و فرمانست بشناختن خداى و پرستيدن وى ، و اداى طاعات و گزاردن فرائض از نماز و روزه و زكات و حج و غير اين ، چنان كه فرمود : وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً ، يعنى : حكم كرد خداى تو كه نپرستند مگر وى را و به آنكه پدر و مادر را نيكويى كنند . و قدر خداى تقدير ثوابست بر طاعات و عقاب بر معاصى . و حكم وى بر بنده به آن باشد كه بنده بر آن باشد ، اگر بر كفر باشد حكم كند بكافريش ، اگر بر ايمان بود حكم كند بر