سيد جعفر سجادى
1494
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
مؤمنيش ، و اگر بر فسق بود حكم كند بر فاسقيش ، نه آنكه حكم كند بر بنده بكافر شدن و عصيان آوردن و خون بناحق ريختن . ( رجوع به معتقد الاماميه ص 32 ، 33 ) قَضاءِ ازَلى - ( اصطلاح فلسفى ) مراد قضاء حق است بر آنچه ارادهء ازليه او تعلق گرفته است . ( از اسفار ج 3 ص 119 ) . قَضاءِ إِلهى - ( اصطلاح فلسفى ) مراد قضاء الهى عبارت از وجود جميع اشياء است در مرتبت علم حق بدان نحو كه اراده ازليه اقتضا كرده است « عالم القضاء الالهى الذى عبارة عن وجود جميع الأشياء بصور العقلية » ( از اسفار ج 3 ص 151 ) . قَضاءُ اللَّه - ( اصطلاح فلسفى ) مراد وجود صور اشياء است در عالم علم حق . ( از اسفار ج 3 ص 86 ) . قَضاءِ تَفْصيلى - ( اصطلاح فلسفى ) قضاء تفصيلى عبارت از صور قائمه بعقل است « فهي اى الصور القائمة بالعقل اذن قضائه التفصيلى لكونه عقولا عرضيه متكافئة و قلمه قضائه الاجمالى حيث انه بسيط الحقيقة » . ( شرح منظومه ص 171 ) . قَضاءِ حَتمى - ( اصطلاح فلسفى ) مراد از قضاء حتمى عبارت از وجود صور موجودات است بر آن ترتيب كه ارادهء ازليه ايجاب كرده است كه « هو كائن لا محاله » ( از اسفار ج 3 ص 98 ) . قَضاءِ سابِقِ إلهى - ( اصطلاح فلسفى ) قضاء سابق الهى را از آن جهت قضاء سابق ميگويند كه مقدم بر قدر است . ( از مجموعه دوم ص 252 - اسفار ج 3 ص 62 ) . قَضاءِ عِلْمى - ( اصطلاح فلسفى ) قضاء علمى در مقابل قضاء عينى بوده و مراد مرتبت ظهور علم است در مقابل قضاء عينى كه وجود در اعيان است ( اسفار ج 1 ص 121 ) . قَضاءِ عَينى - ( اصطلاح فلسفى ) رجوع بقضاء علمى شود . قَضايا - ( منطقى ) جمع قضيه . شيخ شهاب الدين سهروردى قضيه را بدينسان تعريف كرده است و اقسام آن را برشمرده است . قضيه گفتارى است كه بتوان بگويندهء آن گفت كه وى در گفتارش صادق است يا كاذب . و قياس گفتارى است مركب از چند قضيه كه هرگاه از عيوب سالم باشد از علم آن بذاته گفتارى ديگر لازم آيد و حاصل شود و در بين قضايا ، بسيط ترين آنها قضيهء حمليه است و آن قضيهءايست كه در آن حكم شود كه يكى از آن دو بعينه آن دگر است مانند آنكه گوئيم « انسان حيوانست » و يا « انسان حيوان نيست » . محكوم عليه در اين گونه قضا « موضوع » ناميده مىشود و محكوم به « محمول » . و گاه باشد كه از دو قضيه يك قضيه حاصل شود به اين طريق كه هر يك از دو قضيه استقلال خود را از دست بدهند و به صورت يك قضيه در آيند و اين حال از اين راه حاصل شود كه بين آن دو ربط و وابستگى خاصى پديد آيد و هر دو بهم