سيد جعفر سجادى

1197

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

به منظور استعلام احوال حادثه در عالم كون و فساد است كه مربوط بآينده است و علم عزائم تهديد جن و شياطين به منظور حفظ اشخاصى كه در تحت تسلط آنهااند مىباشد . ( از دستور ج 2 ص 279 ) شيخ اشراق انواع جسميه را طلسمات و اصنام ناميده است و آنها را اظلال انوار مجرده و ارباب و اصحاب طلسمات ناميده است كه همان ارباب انواع باشد چنان كه گويد : صاحب طلسم نوع ناطق جبرئيل و روانبخش است . ( از ش ص 498 و رجوع شود به ص 348 ، 441 ، 498 ، 248 ) طلسماتِ بَسائط - ( اصطلاح فلسفى ) شيخ اشراق بسائط جسمانى را طلسمات بسائط ميداند رجوع شود به طلسمات . در نزد عرفا طلسم كنه ذات حق است : اى روى در كشيده ببازار آمده * خلقى بدين طلسم گرفتار آمده غير تو هر چه هست سراب و نمايش است * كاينجا نه اندكست و نه بسيار آمده آنجا حلول كفر بود و اتحادهم * كاين وحدتيست ليك بتكرار آمده طُلوعِ مَنازِلِ قَمَر - ( اصطلاح نجومى و هيوى ) . ابو ريحان در بيان آن گويد : معنى اين طلوع نه بر آمدن است از افق ، كه اين او را هر روزى بود يك بار . و لكن مر كواكب منازل را پيدا شدن است همچون تشريق هر سه علوى كه پيشتر ياد كرديم ، زيرا كچون آفتاب بكوكبى از ثابتات نزديك آيد او را بشعاع خويش بپوشاند . و بر آمدن او بروز گردد و فرو شدن او بشب پيش از فرو شدن شفق . و اين حال او را غيبت خوانند و ناپديد شدن به مغرب . و همچنين باشد تا آفتاب از او بگذرد چندانك چون پيش از آفتاب برآيد روشنايى سپيده او را غلبه نكند . پس اول اين پديد آمدن طلوع او بود و او را نوء خوانند . و هر گاه كه منزلى بدين كردار پديد آيد نظير او چهاردهم است ، فروشود . و اين را تازيان رقيب خوانند و فرو شدن او وقت بامدادان سقوط گويند . و ميان طلوع منزلى و طلوع ديگر كه به پهلوى اوست سيزده روز بود بتقريب نه بحقيقت ، زيرا ك ستارگان منازل همه از يك عظم نىاند و عرض ايشان يكسان نيست ، و بيكى از دو ناحيت شمال و جنوب . و نام انواء بر بارانها افتد . و بوقت خويش ، بسقوط منازل بامدادان به مغرب منسوب دارند . و نام بوارح بر بادها افتد . و منسوب كرده آيد نه بوقتهاى باران ، بطلوع منازل بامدادان از زير شعاع آفتاب . و اين همه كه تقدير كردند مر زمين عرب راست ، زيرا ك اندر بقعتهاى يك ديگر نزديك اوقات باران و باد و سرما و گرما ، و هر چه اندر هوا پديد آيد مختلف است پس بدان بقعتهاى كه يك از ديگر دور باشند بسيار مختلف‌تر ، و خاصه كه يكى به بالا بود و يكى فرو ، يا نهاد ايشان از كوهها و ريگها و شوره‌ها و درياها و مانندهء اين مختلف بشد . طُمَأنينَه - ( اصطلاح عرفانى ) طمأنينت عبارت از سكون و رجا و امن و سرور است و مكث آن در قلب مدام است بخلاف سكينت كه مكث مدام ندارد و بالجمله طمأنينت يا بذكر خداست كه طمأنينت