سيد جعفر سجادى
1125
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
به صورت و ( تهافت التهافت ص 540 ) . عقل اول و نفس كليه را نيز صورت نامند . ( از مصباح الانس ص 34 ) صُورَتِ اولى - مراد از صورت اولى صورت الصور است . ( تفسير ص 1686 ) صُورَتِ بَدَن - مراد نفس است كه كمال بدن به آنست رجوع به صورت شود . صُورَتِ بَرزَخى - مراد صورت جسمانيه است . ( مجموعه دوم مصنفات ص 204 ) صُورَتِ بالذّات - صورت بالذات در مقابل صورت بالعرض است مانند شكل براى كرسى كه صورت بالذات است . ( اسفار 1 ص 157 ) صورتِ بالعَرَض - صورت بالعرض مانند سواد و بياض براى جسم . ( از اسفار ج 1 ص 157 ) صُورَتِ اوَّل و مادَّهء اوَّل - ( اصطلاح فلسفى ) . فلاسفه گويند از ناحيه طبيعت مشتركهء افلاك مادهء اولى كه مشترك بين همه اجسام ارضى است پديد مىآيد و از ناحيه اختلاف جوهرى كه افلاك با يكديگر دارند اسجام كثيرهء كه مختلف الجوهرند پديد مىآيد و از ناحيه تضاد نسبتها و اضافات آنها صور متضادهء كائنات پديد مىآيد و از ناحيه تبدل نسبتهاى متضاده و تعاقب حركات و اوضاع فلكيه تبدل صورتها حاصل مىشود يعنى صور متضاده مادهء اولى و همين طور همهء حركات و اوضاع متناسبه و متضادهء فلكى منشأ نظيرى بود در كائنات فاسدات . ( رجوع شود به آراء اهل مدينه ص 59 ) صُوَرِ بَسيطَهء مَعقُول - ( اصطلاح فلسفى ) منظور هويت ، كميت و كيفيت بود كيفيت صورتى بود براى كميت و كميت هيولاى آن بود چنان كه پيراهن صورت ثوب بود و ثوب صورت نخ بود و نخ هيولاى آن بود و نخ صورت پنبه بود و پنبه هيولاى آن بود ، پنبه صورت نبات بود و نبات هيولاى آن بود نبات صورت اركان بود و اركان هيولاى آن بود ، اركان صورت جسم بود و جسم هيولاى آن بود جسم صورت جوهر بود و جوهر هيولاى آن بود و بالاخره تا منتهى شده به هيولاى اولى . ( رجوع باخوان رساله در صورت و هيولى ص 5 شود ) صُورَتِ بِالفِعل - ( اصطلاح فلسفى ) صورت موجوده در هر شىء صورت بالفعل است در مقابل صورت بالقوه كه صورتى است كه ممكن است جسم بدان متلبس شود . ( از اسفار ج 1 ص 158 ) صُورَتِ بِالقُوَّه - ( اصطلاح فلسفى ) صورت بالقوه صورتى است كه جسم ممكن است بدان متلبس شود مثلا صورت انسانى براى نطفه بالقوة است . ( از اسفار ج 1 ص 158 ) صُوَر تَجَليَّات - ( اصطلاح فلسفى ) تمام موجودات صور تجليات اسماء الهيهاند و مظاهر شئون اصليه و نسب علميه اويند . صُورَتِ تَمام - ( اصطلاح فلسفى ) مراد از صورت تمام و تمامى ، صورت نوعيه است . ( از مصنفات ج 1 ص 14 ) صُورَتِ تَوليدى - مراد صورتهاى