سيد جعفر سجادى

1110

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

و عمل آنها عمل اسم فاعل متعدى است به شرط اعتماد بر مبتداء . صَفراء - ( اصطلاح فلسفى ) و در فلسفهء طبيعى به كار دارند و يكى از اخلاط اربعه است رجوع باخلاط اربعه و ترجمهء آراء اهل مدينه ص 232 صَفوَت - ( اصطلاح عرفانى ) اهل صفوت صوفيان متحقق بصفااند كه از تكدر رهائى يافته باشند رجوع شود به صوفى ( اصطلاحات شاه نعمت الله ص 57 ) . الصَفَريَّة الزياديه - ( اصطلاح كلامى ) از فرق خوارج از اصطلاحات كلامى است اصحاب زياد بن الاصغر را گويند كه در بسيارى امور با ازارقه و النجدات و الاباضيه بمخالفت برخاستند از عقايدشان آنكه : تكفير شسته از جنگ ( دست كشيده از جنگ ) جايز نيست . و نيز حكم بقتل و تكفير اطفال مشركين را تحريم كردند . . . ( از ملل و نحل شهرستانى ص 63 ) صَفقَه - ( اصطلاح فقهى ) زدن دست بر دست باشد در موقع خريد و فروش و اين عادت در مردم جاهليت بوده است و در شرع به معنى نفس عقد است و گويند تبعض يا تفرق صفقه جايز نباشد يعنى عقد واحد را نتوان جزء جزء كرد ، بدين معنى كه اگر دو متاع در يك عقد معامله شود چنان كه دو حيوان را در يك عقد معامله كنند اگر يكى از آن دو معيوب درآمد نتوان يكى را كه معيوب است برگرداند و خريدار از اختيارات خود كه خيار عيب باشد استفاده كند و سالم را نگه دارد و معيوب را پس دهد زيرا تبعض صفقه جايز نيست . ( از كشاف ص 939 ) رجوع شود به خيار تبعض صفقه . . . صَفَويَّه - فرقهء از صوفيه‌اند منسوب به قطب المشايخ صفى الدين اسحاق مريد شيخ تاج الدين ابراهيم زاهد گيلانى است . ( از طرائق الحقائق - ج 2 - ص 144 ) صَفيرَه - اين ( اصطلاح نجومى ) و نام يكى از ثوابت بوده و ستارهء بود در نهايت كوچكى و بطليموس آن را داخل در ستاره‌هاى مرصوده نياورده است شكل كلمه را بعضى صفيره با حرف ص . ف آورده‌اند و بعضى صغير با حرف ص و غ . و بعضى ضفيره با ضاد و فا ذكر كرده‌اند كه ظاهرا اولى است . صُقع - ( اصطلاح فلسفى ) كلمهء صقع به معناى مرتبت و ناحيه و منطقه آمده است صقع ربوبى و الهى يعنى مرتبت ذات و صفات و اسماء الهى چنان كه صقع ذات يعنى مرتبت وجود محض و حقيقت الهى . و در هر حال كلمهء صقع در كلمات فلاسفهء اخير مشاهده مىشود و مرتبت اسماء و صفات الهى را صقع الهى و مرتبهء ربوبى ناميده‌اند و گاه عالم عقول و مفارقات نوريه را صقع ربوبى مينامند . ( از ش ص 389 ، 498 - شفا ج 2 ص 594 ) صُقعِ إلهى - رجوع به صقع شود . صُقع رُبُوبى - رجوع به صقع شود . صَلاح - ( اصطلاح عرفانى ) صلاح عبارت از سلوك طريق هدايت باشد . ( از كشاف ص 821 ) و بعضى گويند استقامت حال است بر آنچه عقل و شرع بدان بخواند