سيد جعفر سجادى

1087

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

گيرند و در نماز رو به روى كعبه ايستند ، مكه و كعبه را بزرگ دارند ، ميته و خون و گوشت خر و شير را حرام دانند ، همان كسانى كه مسلمانان ازدواج با آنها را حرام دانند اينان نيز حرام دانند ، هنديان نيز در تصوير اصنام بدين سان بوند كه شايد اصل بت‌پرستى در عرب ناشى از همين امر بت‌پرستى هنديان بود ظاهرا حضرت ابراهيم خليل براى اصلاح دين صابئون بيامد و آن را از صورت بت‌پرستى خارج كرد . ( رجوع شود به ملل و نحل ابن حزم ج 1 ص 34 - 35 ) . در ملل و نحل شهرستانى آمده است : اين گروه در مقابل حنيفه مىباشند كه مدار مذهبشان بر تعصب بر روحانيت است در مقابل الحنفاء كه مدار مذهبشان بر تعصب بر بشر و جسمانيات است . صابيه ادعا دارند كه مذهبشان اكتسابى است و الحنفا ادعا دارند كه مذهبشان فطرى است و دعوتشان بر فطرت است . . . صابئيه گويند روحانيت نه از ماده است و نه از هيولى و از چيزى ديگر ، بلكه تماما جوهر واحد است بر يك سنخ و جواهرش انوار است نه ظلام . . . ( از ملل و نحل شهرستانى ص 128 ) و نيز محاجهء صابئيه و حنفيه از ص 139 لى 151 ) صابِر - ( عرفانى ، اخلاقى ) كسى كه در مشقات و سختىها بردبار باشد كسى كه در تحمل عبادات خدا و اطاعت او و فرمان او بردبار باشد كه فرمودند : و بشر الصابرين مولانا گويد : صابرين و صادقين و منفقين * چون بدى بىرهزن ديو لعين صاحِب - ( اخلاقى ) آنكه همراز انسان باشد . اين كلمه اغلب با كلمات ديگرى تركيب يابد مانند . صاحب مال ، صاحب كار ، صاحب علم ، صاحب جمال ، صاحب كمال ، صاحب خانه ، صاحب عقل ، صاحب كرامات ، صاحب كياست ، صاحب فر است ، صاحب حال ، صاحب مقام ، صاحب رأى ، صاحب عقيده ، صاحب فرزند ، صاحب جمع ، و . . . صاحِبِ إشارت - ( اصطلاح عرفانى ) و كسى را گويند كه كلام او مشتمل بر اشارت و لطائف و علم المعارف باشد . ( از لمع ص 360 ) صاحِبِ إشراقاتِ عَقليَّه - اين اصطلاح اشراقى است و كسى را گويند كه بواسطهء رياضات و مجاهدات و توجه بروحانيت و عالم علوى صاحب نفس كامل شده بطورى كه هر گاه بخواهد باشراقات علويه حقايق را دريابد . ( از مجموعه دوم مصنفات ص 307 ) صاحِبِ حال و إشارَت - ( اصطلاح عرفانى ) صاحب حال و اشارت كسى است كه كلام او مشتمل باشد بر اشارت و لطائف و علم المعارف ( از لمع ص 360 - شطحيات ص 614 ) . صاحِبِ تَمكين - ( اصطلاح عرفانى ) رجوع به تمكين و تلوين شود . صاحِبِ دِل - ( اصطلاح عرفانى ) اصحاب تصفيه‌اند ( از شرح گلشن ص 341 ) .