سيد جعفر سجادى

1078

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

مردود و غير قابل قبول است . بنا بر اين شهادت عاقله بجرح شهودى كه شهادت بارتكاب جنايت داده باشند از قبيل شهادت در باره خود خواهد بود زيرا به اين شهادت خواسته است از خود دفع ضررى نمايد . و عدم قبول شهادت وكيل بنفع موكل و همچنين وصى نسبت بمال موصى و ولى نسبت بمال مولى عليه خود از متفرعات اين اصل است كه شاهد بمنزلهء اصيل باشد . ( كليات حقوقى 248 ، 247 ) شَهادَت غير مسلم - ( اصطلاح فقهى ) شهادت غير مسلم درباره مسلم ، خواه بنفع او باشد يا بضررش جز در مورد وصيت مسموع نيست . اما شهادت آنها درباره خودشان قبول آن منوط به نظر حاكم است و نظر حاكم بر حسب موارد و حصول اطمينان وثوق مختلف است . شَهادَةُ الأصُول - ( اصطلاح اصولى ) نزد اصوليان استناد بقواعد و اصول باشد كه يك مسأله را طرح كرده و دليل آورند و بعد گويند بشهادت اصول و فرعى را مطرح كنند و به استناد اصول حكم آن را ثابت نمايند چنان كه گويند زكات در ذكور خيل واجب نيست و آن را اصلى قرار دهند چون دلائل نقلى كافى بر آن هست و در مورد اناث هم گويند واجب نيست بشهادت اصول . ( از كشاف ص 813 ) . شَهادَة بر شَهادَة ( اصطلاح فقهى ) كه شاهد اصلى خبرى دهد و ديگرى از باب اعتماد و جز آن حرف او را قبول كند و او گواه شود بر آن واقعه و اين ظاهرا روا نباشد . شَهادَتَين - مراد اشهد ان لا إله الا الله و اشهد ان محمد عبده و رسوله باشد . ( از شرح لمعه ص 30 - عروه ص 343 ) . شَهامَت - ( اصطلاح اخلاقى ) و آن بود كه نفس حريص گردد بر اقتناى امور عظام از جهت توقع ذكر جميل . ( از اخلاق ناصرى ص 76 ) شُهَداءُ اللّه - ( عرفانى ) امامان و اولياء إله را گويند و اقطاب و ابدال را گويند مأخوذ از ادعيه و اذكار است . شُهُب - ( بضم شين و هاء نجوم ) . جمع شهاب است و گويند حاصل از بخارات يا سنگهاى فضائى است . شَهبازِ رَوحانى - ( عرفان ) مراد روح است كه نازل از روحانيات است . شَهرِ تَوحيد - ( اصطلاح عرفانى ) مقام توحيد است ، لكن در شهر توحيد رسوم كون خاميست ، زيرا كه رخش قدم ، بر چهار سوى عدم ، نعل حدث بينداخت ، چون در بيداء قدم ، قدم الق آمد ، ميهمان تجلى را در دنو دنو گفتند « أَلْقِ عَصاكَ » ( شطحيات ص 75 ) . شَهريوَر - ( اصطلاح اشراقى ) رجوع به خرداد و اردى بهشت شود . ( مجموعه دوم مصنفات ص 128 ) شَهرِ نُجومى - ( نجومى ) . مدت دور ماه بود حول زمين نسبت بهر ستارهء و طول آن 27 روز و 7 ساعت و 43 دقيقه است . شَهريوَرگان - ( اصطلاحات گاه‌شمارى ) روز چهارم شهريور بود كه نام آن با نام ماه يكى افتاده است و معنى آن محبت بود