سيد جعفر سجادى

1079

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

و شهريور ملكى بود موكل جواهر هفتگانه يعنى طلا و نقرهء و جز آنها كه قوام صنايع بدانها بود . ( از آثار ص 221 ) شَهْرُ الحَرام - ( اصطلاح فقهى ، گاه‌شمارى ) چهار ماه در اسلام شهر و ماه حرام شناخته شده است كه در اين چهار ماه جنگ حرام است و دفاع در هر حال واجب است و آن چهار ماه ذى القعد الحرام ، ذى الحج الحرام و محرم الحرام و رجب است . ( از شرح لمعه ج 2 ص 357 ) رجوع شود به قرآن سوره‌هاى توبه آيه 4 - بقره آيه 216 و 191 شَهوَت - ( اصطلاح عرفانى ، اخلاقى ) ميل مفرط را گويند . حاتم اصم گويد : « الشهوة ثلاثة ، شهوة فى الاكل و شهوة فى الكلام و شهوة فى النظر ، فاحفظ الاكل بالثقة و اللسان بالصدق و النظر بالعبرة » ( طبقات ص 96 ) . برخى از تركيبات : ابواب شهوت ، شهوت عصيان ، آتش شهوت ، داعى شهوت ، شهوت دنيا ، شهوت خوردنى ، خانهء شهوت ، قوت شهوت . ابو بكر كتانى گويد : « الشهوة زمام الشيطان ، فمن اخذ بزمامه كان عبده » ( طبقات ص 374 ) و گفته شده است : امنع نفسك عما تشتهى فان مخالفتها سعادة و راحة فى الدين . ( از زاد المسافرين ) مولانا گويد : آب آتش را كشد زيرا كه او * خصم فرزندان آب است و عدو بعد از آن اين نار نار شهوت است * كاندر و اصل گناه و ذلت است نار بيرونى بآبى بفسرد * نار شهوت تا بدوزخ ميرود نار شهوت مىنيارامد به آب * زانكه دارد طبع دوزخ در عذاب نار شهوت را چه چاره نور دين * نور كم اطفاء نار الكافرين چه كشد اين نار را نور خدا * نور ابراهيم را سازد اوستا تا ز نار نفس چون نمرود تو * وارهد اين جسم همچون عود تو شُهُود - ( اصطلاح عرفانى ) شهود بمعنى مشاهده و ديدن و گواه و در اصطلاح رؤيت حق به حق شهود بود ، خاصهء حضرت وجود بود و شهود مفصل در مجمل رؤيت كثرت در ذات احديت است . عالم شهود يعنى عالم شهادت و آنچه قابل رؤيت است ، صوفيه گويند ذات معدوم از صحراى عدم محض و نفى صرف قدم به منزل شهود و موطن وجود نمىنهد و چنان كه معدوم محض رنگ وجود نمىپذيرد - آئينه موجود حقيقى هم رنگ عدم نمىگردد و در اينجا مراد از شهود وجودست . موسى را در شهود عين كل خواستند « رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ » گفتند . حقيقت ، حقيقت گفت : كه تحصيل كنه نيست « لَنْ تَرانِي » عين جلال از جبروت بملكوت تجلى كرد ، جبال افعال را نشانه كرد ، ايشان را گفتند : « انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ » ارواح كمال يافته بديد انوار كبريائى بديدند ، همه در عين الله مست و فانى گشتند « وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً » ( شطحيات ص 19 ، 2 ) . برخى از تركيبات ، بزم شهود ، مرتبهء شهود ، شهود احباب .