سيد جعفر سجادى

مقدمه 31

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

اختلاف زبان بين ملل مختلف ايجاد كرده است از ميان بردارد ، ابو ريحان زبان عربى و سريانى و عبرانى نيز ميدانسته است . ابو ريحان آن چنان دانائى است كه هزار سال قبل بقانون تجربى اهميت داد و كار خود را بر اساس قوانين تجربى نهاد و بناى علوم طبيعى را بر اصول مسلم رياضى استوار كرد و براى حل معضلات علمى متوسل باستقراء و تجربه شد و صدها سال پيش از كبرنيك و گاليله در عقيدهء خود به متحرك بودن زمين اصرار ورزيد . در كتاب التراث العلمى العربى آمده است كه : تا زمان ابو ريحان هيچ كس نتوانسته بود باوضاع علمى و ادبى و مدنيت هند بدرستى راه يابد و بطور قطع ابو ريحان آگاه‌ترين دانشمندان جهان اسلام بود باوضاع علمى و مدنى هندوستان . او معارف و معلومات كشور خود ايران را بسرزمين هند برد و معارف اسلامى را كه بطور قطع در آن زمينه استاد بود به هندوستان برد و فلسفهء يونان را آنچه كه بدست مسلمين رسيده بود به هنديان بياموخت . از طرف غزنويان باصلاح اشتباهات حساب و تواريخ روم و سند و ما وراء النهر گماشته شد . قانون علم جغرافيا را بنهاد ، مدتها كارهاى علمى او مورد استناد ملل مشرق زمين بود در فلكيات پيشوا محسوب ميشد . ابو الفداء از جداول جغرافيائى وى بهرهاى زيادى برگرفته است . مردم مغرب زمين در شناخت هندوستان و تمدن آن سرزمين مديون ابو ريحانند . وى روشن كرده است كه چگونه چشمه‌ها جوشان مىشود و چگونه ممكن است آبها را از عمق چاه‌ها و چشمه‌ها به قلاع و منارها جريان داد . نسبت سطح درياها و آبهاى زيرزمينى را با سطح زمين در مناطق مختلف نموده است . محيط زمين را بدست آورد و در آخر كتاب اسطرلابات خود معادلاتى براى احتساب نيمكره زمين آورده است كه دانشمندان مغرب زمين اين معادلات را بنام بيرونى ضبط كرده‌اند ماه و سال و ايام هفته را در نزد اقوام و ملل مختلف بيان كرده است . اصول ترسيم را بر سطح كرده نموده است . ابو ريحان در باب رؤيت و شعاع نظر و رأى ابن هيثم را پذيرفته است كه شعاع نيز از جسم مرئى به چشم آيد . تاريخ بسيارى از ملتها را استخراج كرد و طول بلاد مختلف را از روى كسوف قمر و رؤيت آن در بلاد مختلف بدست آورده است . قانون علم جغرافيا را بنهاد . تجربه و استقراء كه تا آن زمان چندان مورد توجه نبود بنام اصلى مسلم و قابل اعتماد پذيرفت ، بناى علوم طبيعى را بر اصول