سيد جعفر سجادى

مقدمه 30

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

و همين طور رازيها بعالم علوم طبى و طبيعى و ابن عراق استاد ابو ريحان بعالم رياضيات خدمت كرده‌اند كه چون بسيارى از اصطلاحات نجومى از كتاب التفهيم استخراج شده است مناسب است كه شمه از شرح حال ابو ريحان نگاشته آيد . ابو ريحان بيرونى ابو ريحان محمد بن احمد بيرونى خوارزمى ( 362 - 440 ه ) يكى از نوابغ و بزرگترين دانشمندان عصر و روزگار خود بود و همچنانكه استاد جلال الدين همائى فرموده‌اند بطور قطع و يقين از بررسى كتب و رسائل او چنين بر مىآيد كه از صدر اسلام تا كنون هيچ يك از دانشمندان و نوابغ و بزرگان دنيا همسنك و همپايهء وى نبوده‌اند . وى در سال 362 ه ق در بيرون يكى از نواحى خوارزم ديده به دنيا گشود تحصيلات او در خوارزم صورت گرفت و بقول نامه دانشوران در تمام مدت تحصيل و تعليم نه زبانش از بيان فراغت يافت و نه دستش از قلم ، در تمام ايام سال به كسب دانش مىپرداخت مگر روز مهرجان و نوروز كه به زحمت مئونت‌اندوزى گرفتار بود در علم سير و تواريخ سرآمد روزگار خود شد تا آنجا كه بيهقى در مقام اثبات صدق ادعاى خود باخبار و روايات او استناد كند . از تربيت و تعليم ابو نصر منصور بن على بن عراق رياضىدان معروف زمان خود برخوردار بود ، ابو ريحان با اينكه در فلسفه دستى داشته است چون داراى تفكر اصيل رياضى بود هيچ گاه به مسائل فلسفى توجه خاصى نداشته است و از ايراداتى كه بر ارسطو و ابن سينا كرده است بدرستى اين امر معلوم مىشود كه اعتقاد چندانى بروش منطقى ارسطوئى در كشف حقايق عالم نداشته است و توجه وى اقلب بمسائل عملى و رياضى بوده است . و مدار كارش بر استقراء و تجربه بود وى به سرزمين هند رفته است و بمانند دانش‌آموزى نخست شروع مىكند بفراگرفتن زبان سانسكريت تا بدان وسيله بتواند از علوم و فلسفهء هندى بهره‌مند شود و بدين ترتيب بفراگرفتن سانسكريت پرداخت و اين كار در نظر كسانى كه به طرز عمل و فكر ملل شرقى به خصوص علماى آنان آشنائى دارند عجيب مينمايد . دهخدا گويد : تصور اين معنى كه مسلمانى براى دست يافتن به ذخائر علمى ملتى بيگانه و بويژه بيرون از دين اسلام بفراگرفتن زبان آنان بپردازد نزديك بمحال مىنمايد ، و مثلا ما ميدانيم كه هيچ گاه كسانى بمانند ابن رشد و شيخ الرئيس بفكر آموختن زبان يونانى كه در آن هنگام جهت دست يافتن به فلسفهء يونان نياز مبرمى بدان داشتند نيفتادند و تنها بفراگرفتن آنچه مسيحيان سريانىدان و يا ديگران از فلسفهء يونانى ترجمهء ناقص كردند اكتفا كردند و بنا بر اين بيرونى از اين جهت هم در تمام تاريخ اسلام بىنظير است . اين مرد با اصولى كه شباهت باصول حاضر دارد سعى مىكند كه سدى را كه