سيد جعفر سجادى

مقدمه 19

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

زيادترى داشتند مراجعه و معنى آن را درمىيافتند و نيازى به تفسير فوق العاده نبوده است چنان كه قرآن فرمايد إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ و هذا كِتابٌ مُصَدِّقٌ لِساناً عَرَبِيًّا لِيُنْذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا و اين سخن كه قرآن تنها به منظور بيان اعجاز حضرت رسول است سخنى دور از حقيقت است . بلكه قرآن دستور العمل مسلمين است و فهم آن براى همه مسلمين آشنا به زبان عربى ميسر و ممكن بوده است نهايت چون قوانين و احكام قرآن بر مبناى كلى است و كليت دارد قهرا عمومات آن بعضا نياز به توضيح دارد و علاوه بر آن همانطور كه معمول و طبيعى است هر كلى استثناء و تبصره دارد بر حسب ضرورت زمان و مكان و اوضاع و احوال اشخاص از اين جهت و مصالح و جهات ديگر ، آيات قرآنى نخست بر دو دسته مىشود . 1 - آيات محكمات . 2 - آيات متشابهات . آيات محكمات آياتى است كه معنى آن صراحت دارد و راه تأويل و تعبير در آن مسدود و يا نص و يا ظاهر است . آيات متشابه آياتى است كه معنى آن صراحت ندارد و راه تأويل و تعبيرات در آنها باز است كه فرمود فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ . اين تقسيم را خود قرآن مجيد كرده است . تقسيم ديگر چنان كه در مبحث اصول فقه اشاره شد به عمومات و خصوصات يعنى عام و خاص ، مجمل ، مبين ، ناسخ و منسوخ ، مطلق و مقيد و جز آن مىباشد . البته اين گونه آيات نياز به توضيح و بيان مخصصات و بيان مجملات دارد و اين اولين امرى است كه عدهء را بر آن داشت كه در باب قرآن تفسير بنويسند مسأله ديگر بعد زمانى از تاريخ وضع احكام و نزول قرآن است زيرا آياتى در قرآن هست كه فهم معنى آن منوط بدانستن اوضاع و احوال خاص و موقعيتى است كه ايجاب كرده است آن آيه نازل شود و بالاخره شأن نزولى دارد كه در روزگار حضرت رسول پس از نزول معنى آن واضح و روشن مىبود و به مرور زمان مجمل و غير روشن گرديد . و ناچار يك قسمت از تفسير مربوط به اين وضع و حال و بيان شأن نزول آيات است . و يك قسمت ديگر مربوط بدانستن اخبار يهود و مذاهب ديگر است كه آيات قرآن بدانها اشاره كرده است و قهرا فهم آن گونه از آيات موقعى ميسر خواهد شد كه اصل آن قصص و اخبار كه در كتب آسمانى ديگر آمده است بيان و روشن شود . اين گونه مسائل و مسائلى ديگر كه بدان اشاره خواهد شد ايجاب كرد كه باب تأويل و تفسير مفتوح شود . در باب قرائت قرآن و اختلاف در قرائت بايد بگويم كه ربطى به تفسير ندارد و تنها مربوط به زبان عرب و لهجه‌هاى آن روز است و احيانا صحت وجوه مختلف قرائت است .