سيد جعفر سجادى
مقدمه 18
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
تأثير مكتبهاى كلامى در پايهگذارى اصول فقه همانطور كه اشارت وجود متكلمان در امر پيدايش قواعد و اصول فقه مهمترين عامل مؤثر بوده است و اين امر ابتداء از راه ايراد شبهات و اشكالات در تأويل و تفسير آيات و اخبار اسلامى پيدا شد ، و از جمله كسانى كه در اين باب پايهگذار بوده است : و اصل بن عطا رئيس فرقهء معتزله است كه در باب حسن و قبح عقلى مباحثى مهم دارد كه همين مباحث بعدها بعنوان مباحث اصول فقه مورد توجه قرار گرفته است و تحت عنوان حسن و قبح عقلى بابى مفرد پديد آمد و چنين عنوان مطلب شد كه آيا احكام و تكاليف تابع مصالح و مفاسد نفس الامرى است يا نه و به همين طريق هم مورد بحث و جدال اشعريان بود . در باب قياس و استحسان هم مسأله از همان ابتداء مورد توجه بوده است و در فروعى كه احكام آن را از راه نص و اخبار و آيات نمىتوانستند دريابند متوسل باستحسان و قياس ميشدند و اين وضع بوسيلهء ابو حنيفه و يارانش به حد كمال رسيد و بدين جهت آنان را اصحاب رأى ميدانند ( رجوع شود به الفرق بين الفرق ابو منصور عبد القاهر بغدادى - و تمهيد باقلانى و مقالات الاسلاميين - ابو الحسن اشعرى و رجوع شود به الفهرست . ص 368 و تاريخ جامع اديان ص 509 ) . و در هر حال قسمت مهمى از مباحث اصول در به دو امر بر رأى و قياس استوار شده است . ابن خلدون گويد : چون ميان اهل عراق احاديث كمتر بود و از منبع وحى بدور بودند توجه آنها بيشتر به استحسانات و قياس بود و اصولا اينكه در مكتب ابو حنيفه قياس اصل قرار داده شده است بدين جهت است . زيرا وى اصولا باخبارى كه به دو ميرسيد و نقل ميشد اعتمادى نداشت و تنها احاديث معدودى را معتبر ميدانست . لكن اهل حجاز از نظر قرب بمركز وحى باحاديث زيادتر توجه داشتند تا آنجا كه گويند احمد بن حنبل با اجتهاد و عمل به رأى شديدا مخالف بود و تأويل و تفسير در احاديث و آيات را نيز درست نمىدانست . تفسير قرآن دربارهء تفسير قرآن و تاريخچهء آن مقالتى جداگانه نوشتهام كه مراجعهء بدان خالى از فائده نيست . در زمان حضرت رسول اكرم آيات قرآنى كه نازل ميشد بلا فاصله بواسطه كتاب وحى و براى عمل بدان به مسلمين ابلاغ ميگرديد و بطور قطع اصحاب حضرت رسول به محض شنيدن آن آيهء منزل معنى آن را دريافتند و بدان عمل مىكردند و اگر احيانا ابهام و اجمالى در آن براى آنان وجود داشت به حضرت و يا كسانى كه آگاهى