أبو علي سينا
40
معيار العقول ( فارسى )
مثالش چون خواهيم كه بدين آلت سنگى را از بسيط « 1 » كوه جدا كنيم بعد از آنكه پيرامنش جدا كرده باشيم سر ب ر را از اسفين در وى جاى كنيم كه خط ب ر به سنگ رسد و مطرقه بر سر ا ج د ه متواتر « 2 » زنيم سنگ را بشكافد و از بسيط كوه جدا كند « 3 » و هر چند كه رأسش « 4 » تيزتر بود فعلش قويتر بود و قوّت اين زياده « 5 » از همه قوّتهاست كه شرح داده آمد ليكن « 6 » كمّيت قوّتش در نشايد يافتن از بهر آنكه فعل وى « 7 » بعد از قبول ضربست چون قوّت تير كه فعل وى بعد از قبول زه كمان است ، و چون سنگ فلاخن كه فعل وى بعد از قبول قوّت « 8 » بازوى اندازندهء اوست « 9 » و قوّت لولب نزديكست بقوّت اين « 10 »
--> ( 1 ) سنگى از بسيط : ص . ( 2 ) ص ( متواتر ) ندارد . ( 3 ) گردد : خ . ( 4 ) برّانش : خ تحريفست . ( 5 ) زيادتر : خ . ( 6 ) امّا : ص . ( 7 ) فعلش : خ . ( 8 ) خ ( قوت ) ندارد . ( 9 ) خلاصهء مقصود اين است كه قوّت اسفين محدود بحدّى معيّن نيست بلكه مانند قوّت تير كمان و سنگ فلاخن بسته به مقدار نيروى عامل باشد . ( 10 ) يعنى قوت اسفين .