أبو علي سينا
مقدمه 19
رگشناسى يا رساله در نبض ( فارسى )
است . و صدر المتالّهين كه اتّحاد عاقل و معقول را حق ميدانسته ترديد كرده است در اينكه آيا شيخ اين مطلب را دريافته و معتقد بوده است چنان كه از كتاب المبدأ و المعاد او مستفاد مىشود ، يا آن را منكر بوده و مردود ميدانسته است چنان كه ساير مصنّفات وى بر اين مطلب گواهى ميدهد . نگارنده گويد : كه شيخ در آغاز كتاب المبدأ و المعاد گفته است كه ميخواهد در اين كتاب حقيقت مذهب مشائيان را دربارهء مبدأ و معاد آشكار كند ، و كلمهء حقيقت صريح است در اينكه وى پاى بند ظواهر فلسفهء مشاء نبوده است . بعبارت ديگر درست است كه شيخ طريقهء تصوّف ( يعنى كشف حقيقت از راه رياضات و سير و سلوك با رعايت شريعت ) و طريقهء اشراق ( يعنى رسيدن بحقيقت از طريق عقل توأم با رياضت نفس بدون ملاحظهء شريعت ) هر دو را پسنديده ميداند ، و در آخر اشارات و در نامههاى خود با بو سعيد ابو الخير بر صحّت طريقهء تصوّف و مقامات عارفان استدلال كرده ولى روش فلسفى وى روش مشائى يعنى استدلالى و عقلى محض است . و از فلاسفهء پيشين ارسطو و از مفسرين سخنان وى اسكندر افروديسى را بر ديگران ترجيح مىدهد . و اين مطلب دليل نيست بر اينكه شيخ پيرو ارسطو بوده است ، بلكه چنان كه گذشت وى از شاگرد خود ابو عبيد نپذيرفت كه فلسفهء ارسطو را شرح كند ، و از يكايك مصنّفات ابن سينا استقلال فكرى و طريقهء فلسفى وى پديدار است ، و وى همواره ارسطو را در تعليم شريك و همكار خويش شمرده است . مع الوصف ابن طفيل در رسالهء حىّ بن يقظان به اين مطلب برخورده