أبو علي سينا

مقدمه 9

رگشناسى يا رساله در نبض ( فارسى )

هم دشوار ميداند « 1 » در اينجا قدرى عصبانى شده ، و چنان كه عادت وى بوده قلم را از رشتهء علمى منحرف و ببدگوئى و طعنه زدن بر جالينوس آلوده ساخته است . و عجبتر ازين اشتباه آنست كه بعض معاصرين كه رسالهء رگشناسى را نديده بوده نيز گفتهء نامهء دانشوران را عيناً بقسمى ايراد كرده كه هر كس بىسابقه باشد تصور مىكند كه وى اين سخن را از خود گفته است ، و ما چون خوانندگان محترم را بمآخذ سابق الذكر احاله نموديم به همين مقدار اشاره بوارد نبودن اعتراض صاحب نامهء دانشوران اكتفا مىكنيم . و چون فرصتى براى نوشتن ترجمهء حياة شيخ بدست نيامد لهذا دانشجويان را

--> - بر چهار به دو كه نصف چهار است - و اين نسبت را الذى بالخمسه مينامند و در اين نسبت نسبت چهار است به دو كه الذى بالكل ناميده مىشود پس نسبت سه ضعف عبارت است از نسبت ضعف كه در نسبت دو به چهار بدست مىآيد در صورتى كه مركب شود با نسبت زائد به نصف كه از نسبت شش به چهار پيدا مىشود ، و بالجمله كمترين نسبت محسوسهء بزرگ را نسبت سه ضعف قرار داده است و پس از اين نسبت ، نسبت الذى بالكل كه نسبت ضعف است ، مثل نسبت چهار به دو ، و پس از اين نسبت وسطى محسوس مىشود و اول آن نسبت مثل و نصف است كه الذى بالخمسه ناميده مىشود ، پس از آن نسبت الذى بالاربعه و الزائد ثلثا است و اما از نسب كوچك مستعمل در موسيقى جز الزائد ربعاً در نبض دريافته نمىشود . ( از موسيقى كتاب الشفاء و شرح قانون فخر الدين رازى اقتباس شد ) ( 1 ) شايد به همين سبب است كه اطباء عموما از ايراد مسأله موسيقارية احتراز نموده‌اند .