أبو علي سينا

مقدمه 8

رگشناسى يا رساله در نبض ( فارسى )

--> مثل مقدار تفاوت باشد و اين قسم را نسبة الاضعاف خوانند ، و نخستين اين قسم ثلاثة - اضعاف است ، زيرا كه تفاوت ميانشان آنگاه پيدا مىشود كه متفاوت دو بار مكرر شود مثال آن نغمهء كه بر عدد دو است و نغمهء ديگر بعدد شش ، و تفاوت ميانشان چهار است ، و دو كه متفاوت است نيمهء چهار است ( كه مقدار تفاوت بود ) و چهار از يك بار مكرر كردن دو پيدا مىشود ، پس ازين نسبت اربعة اضعاف است چون نسبت هشت به دو ، چه تفاوت ميان دو و هشت بشش است ، و اگر دو بار دو مكرر شود تفاوت كه شش است بوجود ميآيد ، و سپس اين نسبت خمسة اضعاف است چون نسبت دو بده ، و بر همين قياس نسبتهاى ديگر بيرون ميآيد ، و اين قسمتها قسمتهاى متفق اصلى است كه آنها را متفق باتفاق اول نامند ، و اينها چند گونه‌اند . اول نسبتهاى بزرگ و آن نسبت ضعف است كه الذى بالكل گويند پس از آن نسبت سه ضعف است و نسبت چهار ضعف ، و آن را الذى بالكل مرتين ميخوانند ، و دوم نسبتهاى اوساط است و آن نسبت مثل و نصف است ، و آن را الذى بالخمسة گويند پس از آن نسبت مثل و ثلث كه الذى بالاربعة ناميده مىشود ، سوم نسبتهاى كوچك است و آن نسبتهاى مثل و جزء است ، و ابتداى اين قسم از نسبت مثل و ربع است ، و همچنين تا جائى كه تفاوت بشنيدن ادراك مىشود ، و بزرگترين نسبت بزرگ كه در موسيقى به كار برده مىشود نسبت الذى بالكل مرتين است ، و كوچكترين نسبت مستعمل آنست كه زيادتى زائد بر ناقص نيمه نيمه نيمه نيمه كوچكترين ابعاد باشد ، و آن را طنينى ميگويند . مقصود شيخ اينست كه كوچكترين نسبتهاى بزرگ الذى بالكل است ، پس از آن نسبت سه ضعف ، پس از آن نسبت چهار ضعف كه الذى بالكل مرتين ناميده مىشود ، و بزرگترين نسبتهاى بزرگ كه در موسيقى به كار برده مىشود الذى بالكل مرتين است پس از آن نسبت سه ضعف ، پس از آن الذى بالكل اما در نبض بزرگترين نسبتهاى بزرگ را الذى بالكل مرتين قرار نداده‌اند بلكه بزرگتر را نسبت سه ضعف قرار داده‌اند مثل نسبت شش به دو ، و اين نسبت نسبة الكل و الخمسة ناميده مىشود ، زيرا كه در اين نسبت شش است به چهار ، و اين نسبت مثل نسبت سه به دو است ، چه شش زائد است