أبو علي سينا

42

منطق ( فارسى )

ما كه گفتيم « 1 » جزوى سالب است « 2 » . و حكم مهمل حكم جزوى است ، زيرا كه چون گوئى : مردم چنين است ، گفتار تو : مردم « 3 » ، شايد كه همهء « 4 » مردم باشند « 5 » ، و شايد كه مردمى را « 6 » باشد كه همهء مردم مردم‌اند ، و « 7 » مردمى نيز مردم است . پس برخى مردم بيقين « 8 » است . و همهء مردم به شك . چنان كه اگر كسى گويد « 9 » : برخى مردم چنين است ، از آنجا واجب نيست - كه برخى ديگر بخلاف آن « 10 » بود ، زيرا كه چون همه بود ، برخى نيز بود . پس حكم بر برخى ، باز ندارد كه بر ديگر برخ « 11 » هم چنان بود ، و « 12 » ليكن ببرخى يقين « 13 » بود ، - و بر همه به شك .

--> ( 1 ) - بى : ما - آ ، - گفتارها كه ما الخ - ط - ظ ، - گفتار تو كه نه همهء مردم دبير است - ن . ( 2 ) - بود - كب . ( 3 ) - مردم را - م - ك . ( 4 ) - كه نه - آ . ( 5 ) - باشد - م - ك - ه - ط . ( 6 ) - بى : را - م - ك . ( 7 ) - بى : و - آ . ( 8 ) - يقين - ه . ( 9 ) - گويد كه - ه . ( 10 ) - بى : آن - ق - آ - ل - ه - ط . ( 11 ) - برخ كه - م ك . ( 12 ) - بى : و - م - ك - كب . ( 13 ) - بيقين - كب ، - برخى بيقين - د ، - بخلاف آن باشد زيرا كه چون همه : مردم بر وجهى باشند بعضى نيز بر همان وجه باشند پس حكم بر بعضى به چيزى باز ندارد از حكم بر بعضى ديگر به همان چيز ليكن حكم بر بعضى بيقين باشد - ن .