أبو علي سينا
43
منطق ( فارسى )
پس پديد آمد كه حكم مهمل همچون « 1 » حكم جز وى بود . و پديد آمد « 2 » . كه قضيتهاء حملى « 3 » هشتاند : مخصوصهء موجبه « 4 » مخصوصهء سالبه و مهملهء موجبه ، و مهملهء سالبه ، و چهار محصوره كلى موجب ، و كلى « 5 » سالب ، و جزوى موجب ، و جزوى سالب . و ازين هشت ، مخصوصه اندر علمها به كار نيايد و مهمله به حكم جزويست ، بماند « 6 » قضيهاء به كار آمدنى اندر علمها چهار محصوره . و « 7 » امّا مهمله ، هر كجا به كار برده آيد - بجاى كلّى ، غلط افكند - و تشويش ، چنان كه بجاى ديگر پيدا كنيم « 8 » ، پس از وى « 9 » پرهيز بايد كردن . و بايد - كه دانسته آيد - كه حكم هر قضيه يا هرآينگى باشد ، و واجب « 10 » . چنان كه گوئى « 11 » : مردم جسم است ، و اين را ضرورى خوانند ،
--> ( 1 ) - كه مهمل همچو - د . ( 2 ) - بى : « كه حكم » تا « و پديد آمد » - ق . ( 3 ) - بى : حملى - كب . ( 4 ) - موجبه و - م - ك . ( 5 ) - و بنى - ق . ( 6 ) - باند - ك . ( 7 ) - محصوره است - د . ( 8 ) - ديگر بيان - م - ك - د . ( 9 ) - بى : ى - كب . ( 10 ) - واجب باشد - م - ك . ( 11 ) - گوئى كه - ه .