أبو علي سينا
103
قراضه طبيعيات ( فارسى )
و راه يابد و « 1 » حركت آنگاه اندر « 2 » مسافت دور برود و ضعيف گردد « 3 » پس « 4 » ساكن گردد « 5 » و صوت تابع او باشد او « 6 » نيز ساكن گردد و بدان سبب صدا « 7 » نيوفتد « 8 » و اندر كوه و دره چون « 9 » آوازى « 10 » داده آيد هوا را « 11 » قرع كند و آن هوا كه اندر ميان كوهست متحرك گردد و چون « 12 » راه « 13 » نيابد آن حركت از « 14 » سبب كوه كه « 15 » حايل باشد هوا مندفع گردد و « 16 » حركت او بدان جهت باز گردد كه « 17 » از آن جهت ميآيد و صوت تابع آن حركت « 18 » باشد هم « 19 » باز گردد و مردم « 20 » چنان داند كه كسى ديگرست « 21 »
--> ( 1 ) - ت : آن ( بجاى و ) . ( 2 ) - م و ت : در . ( 3 ) - س افزوده : و . ( 4 ) - از اين كلمه تا « و بدان » از نسخهء ت اصلا افتاده است . ( 5 ) - س : شود . ( 6 ) - م اين كلمه را ندارد . ( 7 ) - س اين كلمه را ندارد . ( 8 ) - س : نيفتد . ( 9 ) - س اين كلمه را ندارد . ( 10 ) - ت و س : آواز . ( 11 ) - م اين كلمه را ندارد . ت : هو را . ( 12 ) - س اين كلمه را ندارد . ( 13 ) - ت : گداز . ( 14 ) - ت افزوده : آن . ( 15 ) - ت : كه كوه . ( 16 ) - س اين حرف را ندارد . ( 17 ) - س : كه آمده باشد تابع حركت . ( 18 ) - س : كه آمده باشد تابع حركت . ( 19 ) - م : همى . ( 20 ) - س : مردم پندارند كه كس ديگر است . ( 21 ) - س : مردم پندارند كه كس ديگر است .