أبو علي سينا

97

قراضه طبيعيات ( فارسى )

شود و فرق نتوان كرد ميان آن « 1 » روشنائى « 2 » كه گرد اوست و ميان جرم او و آن روشنائى را هم « 3 » از شعله بيند تا بدان سبب مهتر بيند و « 4 » سبب آنكه از دور چيزى را كهتر « 5 » همىبيند « 6 » « 7 » و از نزديك مهتر آنست كه « 8 » آن بر مقدار زاويه‌اى همىبيند « 9 » كه از خطوط شعاع بصر حادث همىآيد « 10 » كه بدان چيز محيط همىگردد « 11 » هر چند آن چيز دور تر باشد اين زاويه كهتر باشد « 12 » آن چيز را « 13 » كهتر « 14 » ديده آيد و چون نزديك‌تر باشد « 15 » زاويه مهتر باشد « 16 » آن چيز مهتر ديده آيد . « 17 »

--> ( 1 ) - م اين كلمه را ندارد . ( 2 ) - م و ت همه جا روشنايى ( برسم الخط قديم ) ضبط كرده‌اند . ( 3 ) - م : دائم . ( 4 ) - از اين حرف تا « و از نزديك » از نسخهء م اصلا افتاده است . ( 5 ) - س : كوچك‌تر . ( 6 ) - س اين كلمه را ندارد . ( 7 ) - ت افزوده : تا بدان سبب مهتر بيند و سبب آنكه از دور چيزى را كهتر همىبيند . ( و اين جملات تكرار ما قبل است ) . ( 8 ) - جزء « آنست كه » از نسخهء م و ت افتاده است . ( 9 ) - م : مىبينى . ت : همىبينى . س : مىبيند . ( 10 ) - م : مى . ( 11 ) - م : مىگردد . ( 12 ) - س : كوچكتر مىشود و . ( 13 ) - اين دو كلمه از نسخهء س افتاده است . ( 14 ) - ت : كه . ( 15 ) - س : بود . ( 16 ) - س افزوده : و . ( 17 ) - س : شود .