أبو علي سينا
87
قراضه طبيعيات ( فارسى )
طنين او « 1 » آواز آيد چون « 2 » دست بر طرف او گيرى « 3 » طنين « 4 » منقطع شود و ارزيز « 5 » و سرب بخلاف « 6 » اينست . « 7 » جواب « 8 » - سخن اندر صوت و انواع و اسباب او بسيارست و دشوار و چون باشباع گفته آيد « 9 » دراز گردد و از « 10 » حدّ اين كتاب بيرون شود پس اقتصار « 11 » بايد كرد بر آنك سؤال از آنست صوت چنين گفتهاند كه قرع هواست و بنزديك « 12 » من آنست كه سبب صوت قرع « 13 » جسميست جسمى را تا آن جسم متحرك گردد اندر ذات خويش و مادام هر چند « 14 » متحرك باشد آن « 15 » صوت ازو حادث « 16 » همىآيد « 17 » و « 18 » چون ساكن گردد صوت
--> ( 1 ) - س اين كلمه را ندارد . ( 2 ) - س : و چون . ( 3 ) - س : نهى . ( 4 ) - م و ت اين كلمه را ندارند . ( 5 ) - م جزء « وارزيز » را ندارد . ( 6 ) - ت : بر خلاف . ( 7 ) - ت : باشد ( بجاى اينست ) س : اين باشد . ( 8 ) - چنين است در نسخهء س . م : ج . ت اين كلمه را ندارد . ( 9 ) - س : گفتهاند . ( 10 ) - م : وز . ( 11 ) - م و س : اختصار . ( 12 ) - ت و س : نزديك . ( 13 ) - ت اين كلمه را ندارد . ( 14 ) - س افزوده : كه . ( 15 ) - س اين كلمه را ندارد . ( 16 ) - س : حاصل . ( 17 ) - ت : مى . ( 18 ) - م اين حرف را ندارد .