أبو علي سينا
84
قراضه طبيعيات ( فارسى )
شسته است « 1 » بماليدن « 2 » و « 3 » بدانك غليظى « 4 » وسخ ازو رفته است بغايت شده « 5 » است اندر « 6 » لطافت « 7 » و بدان طرف نرسيده است « 8 » اندر « 9 » لطافت كه استحالت پذيرد « 10 » به « 11 » آتش چون دست به دو فرو مالى از آن حركت حرارت متولد شود و اندر يك ديگر آويزد كه « 12 » يكى مادّتست « 13 » و يكى صورت آتش را « 14 » و « 15 » هر دو بيك ديگر مشتاق باشند « 16 » سبب جستن شراره « 17 » از جامهء شسته اينست « 18 » كه « 19 » ياد كرده آمد « 20 » و « 21 » سبب آنكه از پشت گربه همىجهد « 22 »
--> ( 1 ) - م : شسته ( بدون است ) . ت : ستست . ( 2 ) - س : بماليد . ( 3 ) - س اين حرف را ندارد . ( 4 ) - م : غليظى و . ( 5 ) - ت : رسيده . س : پاك شده . ( 6 ) - س : و ( نابجاى اندر ) . ( 7 ) - س : لطيف . ( 8 ) - س : رسيده است . ( 9 ) - م و س : از . ( 10 ) - ت : پذيردى . ( 11 ) - م : بى ( برسم الخط قديم ) . ( 12 ) - م اين كلمه را ندارد . ( 13 ) - س : ماده است . ( 14 ) - س اين كلمه را ندارد . ( 15 ) - م و ت اين حرف را ندارند . ( 16 ) - ت : باشد . ( 17 ) - س : هر آتش ( بجاى شراره ) . ( 18 ) - ت آنست . ( 19 ) - م اين كلمه را ندارد . ( 20 ) - ت : ياد كرده شد . س اين كلمات را ندارد . ( 21 ) - م : و بشب از گربه جهد ، س : و سبب آنكه از پشت گربه آتش جهد . ( 22 ) - م : و بشب از گربه جهد ، س : و سبب آنكه از پشت گربه آتش جهد .