أبو علي سينا

3

طبيعيات ( فارسى )

دار است با مادّت - و جنبش ، و حال مادّت دانسته آمد ، به حال « 1 » جنبش مانده است ، و دانستن معنى طبيعت . پيدا كردن حال جنبش و طبيعت جنبش بحقيقت مر آن را گويند - كه اندر جاى بود ، و ليكن اكنون نام معنى ديگر شده است « 2 » ، - عام‌تر از جنبش جايگاهى « 3 » ، - كه هر حالى - و « 4 » بفعل بودنى - كه چيزى را بود ، - كه وى « 5 » به قوت چيزى است ، از جهت بقوّت بودن آن چيز ، آن را « 6 » جنبش خوانند ، و تفسير اين آنست : كه چيزى كه بقوّت چيزى بود « 7 » ، چنان كه جسمى كه بقوّت سياه بود يا « 8 » ميان قوّت - و فعلش فعلى ديگر بود - كه نخست وى بود ، و بوى به آن فعل ديگر كه از آن « 9 » قوّت است برسد ، يا نبود . - بلكه از قوّت « 10 » بفعل . شود « 11 » بيك دفعت .

--> ( 1 ) حال - ه - ط - د - ن - ظ . ( 2 ) شد است - ق - م - ه ، - و معنى ديگر شده است - كب . ( 3 ) بجايگاهى - ه . ( 4 ) بى : و - ه - م . ( 5 ) بود درين - ، ه - بود كروى ( ظ : كزوى ) - ن . ( 6 ) چيز كه - ه . ( 7 ) چيز بود - ه . ( 8 ) يا در - ط - د - ن ، - يا از - كب . ( 9 ) بى : از - كب ، - بر آن - د . ( 10 ) از قوّتست - آ ، - آن قوّت - د - ط - كب . ( 11 ) نبود و - آ ، - شود و - ه - د - ن .