أبو علي سينا

67

طبيعيات ( فارسى )

يا قوى بود ، - كه آفتاب اندر وى فعل « 1 » نتواند كردن - كه « 2 » بپراكندش ، پس چون گرد آيد - و يك اندر ديگر نشيند - و كثيف شود ، و خاصّه كه باد گرد « 3 » آوردش ديگر بار « 4 » آب شود ، و فرو جهد « 5 » ؛ پس اگر سرماء « 6 » سرد اندر يابد « 7 » ش تا پيش از آن كه قطرهاء بزرگ شود بفسرد برف بود . و اگر چنان بود كه گرما اندر يابد « 8 » ش از بيرون ، - سپس گردآمدن تا « 9 » سرما اندرون شود ، - و قوى شود ژاله شود . و ژاله بيشتر ببهار « 10 » بود ، و تير « 11 » ماه . و هر گاه كه آفتاب و « 12 » جز آفتاب اندر هواء تر « 13 » بتابد « 14 » چنان كه اندر آينه ، و روشنى با تاريكى بخار بياميزد ، اذفنداك « 15 » پديد آيد ،

--> ( 1 ) فعلى - د - ن - ط . ( 2 ) بى : كه - د . ( 3 ) ياد كرده - ن . ( 4 ) باز - م - ك - ق . ( 5 ) فرو چكد - خ ل - كب . ( 6 ) سرمايه - ن . ( 7 ) بايد - د - ط . ( 8 ) بايد - د . ( 9 ) بى : تا - آ ، - گرداندن تا - ه ، - گردآمدن يا - د . ( 10 ) بيشتر بهار - م - ك ، - بيشتر از بهار - ن ، - پيشتر ببهار - د . ( 11 ) بتير - كب . ( 12 ) وفر - م - ك . ( 13 ) تير - ط . ( 14 ) نتابد - ق ، - نيابد - ك . ( 15 ) اذ قنداك - م ، - اذفنداك - ك ، - ارفنداك - ن ، - ازفنداك - د - ط ، - از فياقوس و قزح را كه - آ ، - از فناقوس و فرح را كه - ه .