احمد بهشتى

422

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )

پيشوايان اسلام قبول ندارند كه تنها اندكى از انسان‌ها به‌سبب عدم توجه به تخويف‌ها و انذارها گرفتار هلاك مىشوند ؛ بلكه بيشتر مردم كافرند و كافران گرفتار هلاكند . پاسخ : شيخ الرئيس - بنابر آن‌چه پيش‌تر بيان شد « 1 » - به هالك بودن بيشتر انسان‌ها اعتقاد ندارد . مقصود امام فخر رازى از ائمّه اسلام ، امامان كلام اشعرى و همگنان خود اوست . شيخ الرئيس پيرو اينان نيست و راه‌ورسم آنها را قبول ندارد . او مىخواهد هم‌آهنگ با وحى آسمانى باشد ، نه هم‌آهنگ با متكلّمان اشعرى و معتزلى . اگر قرآن كريم تصريح كرده بود كه انسان‌هاى هالك ، بيشترند ، شيخ الرئيس مىگفت : سمعا و طاعة ؛ ولى به گفته خواجه : ليس فيما ورد من التزّيل حكم بأنّ الهالكين أكثر من النّاجين ، بل يمكن أن يوجد فيه ما يناقض هذا الحكم ؛ « 2 » در قرآن كريم وارد نشده است كه هالكان بيشتر از اهل نجاتند ؛ بلكه ممكن است در قرآن ، مناقض آن يافت شود . البته اگر مراد از هلاك ، هلاك دايمى و خلود در عذاب باشد ، دليلى نداريم كه اكثريت با كسانى باشد كه گرفتار خلود در عذابند ، ولى اگر به معناى خلود در عذاب نباشد ، بلكه عذاب‌هاى موقّت را هم شامل شود ، بايد پذيرفت كه اكثريت با هالكان است . از آن‌جا كه هالك به كسى گفته مىشود كه هيچ بهره‌اى از حيات طيّب نداشته باشد ، نمىتوان گفت : اكثريت با هالكان است . آن‌چه موجب هلاكت است ،

--> ( 1 ) . فصل 24 همين نمط . ( 2 ) . شرحى الاشارات ، ج 2 ، ص 86 .