احمد بهشتى

418

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )

نقدهايى از امام فخر رازى او با اين‌كه در بسيارى از موارد ، گرايش فلسفى يافته و آراى اهل كلام را در مورد نقد و اشكال قرار داده است ، ولى هم‌چنان گرفتار رسوبات كلام اشعرى است و بسيارى از اشكال‌هايى كه بر شيخ الرئيس وارد كرده ، از همين‌جا ناشى شده است . در اين‌جا اشكال‌هاى او را نقل و نقد مىكنيم . 1 . ناسازگارى تخويف با قضا و قدر او معتقد است كه همان اشكالى كه در مورد عقاب و كيفر وارد است ، بر تخويف و انذار هم وارد است . بنابراين ، چگونه مىتوان ضرورت تخويف و انذار را ثابت كرد ؟ اشكال عقاب و كيفر ، ناسازگارى آن با قضاوقدر است ؛ چرا كه گفته مىشود : اگر فعل انسان در نظام قضاوقدر ، واجب الوقوع است ، اختيار از او سلب مىشود . بنابراين ، چگونه مىتوان موجود فاقد اختيار را بر اعمالش مجازات كرد ؟ آيا مجازات چنين موجودى بر خداوند قبيح نيست ؟ چگونه از خير مطلق شر صادر مىشود ؟ همين اشكال ، در مورد تخويف و انذار نيز وارد است . كسى كه محكوم قضا و قدر است ، چگونه رواست كه او را از ارتكاب زشتىها بترسانند . درست مانند اين است كه كسى را در دريا غرق كنند و او را از تر شدن جامه و لباس برحذر دارند . « 1 » بر خدايى كه اهل عدل و جود و احسان است ، صدور تخويف و انذار روا نيست . حاصل اشكال او اين است : كما يقال : إن كان القدر فلم العقاب ؟ فكذلك يقال : إن كان القدر ، فلم التّخويف ؟ ! « 2 »

--> ( 1 ) . شاعرى مىگويد : ألقاه فى البحر مكتوفا و قال له * إيّاك إيّاك أن تبتلّ بالماء او را به دريا افكند و به او گفت : مبادا به آب ، تر شوى . ( الوصول إلى كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 299 ) . ( 2 ) . شرحى الاشارات ، ج 2 ، ص 85 .