احمد بهشتى

324

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )

حق اين است كه هر تكرارى ، عيب نيست ؛ حتّى ممكن است مطلبى به يك عبارت ، چندين‌بار تكرار شود و نه تنها عيب نباشد ، بلكه حسن هم باشد . شاعران برجسته ، در ترجيع‌بندهاى خود ، بيتى را با دواعى مختلف تكرار مىكنند ، ولى كسى به آنها خرده نمىگيرد . سعدى ترجيع‌بند زيبايى دارد كه در آن ، چند بار اين بيت را تكرار كرده است : بنشينم و صبر پيش گيرم * دنبالهء كار خويش گيرم هاتف اصفهانى شاعر بلند پايه و كم شعرى است كه در ترجيع‌بند عارفانهء خويش چندبار اين بيت را آورده است : كه يكى هست و هيچ نيست جز او * وحده لا إله إلّا هو قرآن كه در اوج فصاحت و بلاغت است و دست‌هاى اديبان بزرگ و مسندنشينان قلّهء فصاحت و بلاغت ، از رسيدن به بارو بر نخيل آن ناتوان و قاصر است ، مطالب بلكه آياتى مكرّر دارد ؛ ولى اين تكرار ، به دليل تناسب‌ها و بهره‌هاى گوناگون آن ، نه تنها چيزى از عظمت آن نكاسته ، بلكه به شهادت همهء استادان فن ، بزرگان ادب ، فصيحان و بليغان برجسته ، هم‌چنان در اوج فصاحت و بلاغت و نمونهء والايى از اعجاز است . تنها در سورهء مباركهء الرحمن آيهء شريفهء فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ * سىويك بار تكرار شده و هربار ، خداوند با ذكر نعمتى از نعمت‌هاى بىكران خود ، با آيهء مزبور از جنّ و انس اعتراف گرفته و راه تكذيب را بر روى آنها بسته است . به نظر شارح ديگر اشارات ( خواجهء طوسى ) جايگاه اصلى بحث عنايت ، همين جاست « 1 » دليل آن هم روشن است . شيخ الرئيس طى نه فصل گذشته دربارهء علم واجب بحث كرده و سرانجام به اين‌جا رسيده است كه علم او به جزئيّات متغيّر تعلّق

--> ( 1 ) . ر . ك : همان .