احمد بهشتى

310

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )

خداوند است . منتها علم ذاتى خداوند نسبت به موجودها و مخلوق‌ها ، عين ذات نيست ، بلكه زايد بر ذات است . او دربارهء قدر مىگويد : « الّذى هو تفصيل قضائه » قدر ، عبارت است از : تفصيل قضاى خداوند . خواجه دربارهء تفسير قضا مىگويد : فاعلم ، أنّ القضاء عبارة عن وجود جميع الموجودات في العالم العقليّ مجتمعة و مجملة على سبيل الإبداع ؛ « 1 » بدان‌كه قضا عبارت است از وجود همهء موجودها در عالم عقلى به نحو اجتماع و اجمال و بر سبيل ابداع . اين همان قول مشهور است كه صدر المتألّهين از آن فاصله گرفته و قضا را به معناى علم ذاتى خداوند دانسته است . بنابر قول مشهور ، قضا همان صورت‌هاى علمى موجودهاى امكانى است كه در نزد مفارق‌هاى عقلى است و به نظام آنها علم دارند . « 2 » علّامه طباطبائى معتقد است كه قضا را بايد به ذاتى و فعلى تقسيم كنيم . قضاى ذاتى ، خارج از عالم امكان و قضاى فعلى داخل در عالم امكان است . اين دوگانگى قضا به اين لحاظ است كه خداوند هم داراى علم حضورى ذاتى و هم داراى علم حضورى فعلى است . « 3 » موجودهاى امكانى تا واجب نشوند ، موجود نمىشوند . خداوند به آنها علم فعلى دارد و آنها را ايجاب مىكند و اين همان قضاى فعلى است كه بالاى آن ، قضاى ذاتى است . به اين ترتيب ، بايد گفت : دربارهء قضاى الهى سه قول است : الف ) قول مشهور كه قضا را عبارت از صورت‌هاى عقلى ممكن‌ها مىدانند كه به

--> ( 1 ) . شرحى الاشارات ، ج 2 ، ص 77 . ( 2 ) . ر . ك : نهاية الحكمة ، مرحلهء 12 ، فصل 12 . ( 3 ) . ر . ك : همان .