احمد بهشتى

309

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )

است - قرار مىگيرد و ماهيّت نوعى آن ، كلى منحصر در فرد است و عالم به همين كلى كه يك مصداق ، بيشتر ندارد ، علم پيدا كرده و علم او بالاتر از زمان و دهر است و تابع متغيّرات زمانى و دهرى نيست . سخنى دربارهء عنايت و قضاوقدر قضا و قدر و عنايت را از مرتبه‌هاى علم خداوند دانسته‌اند . 1 . عنايت ، اين است كه صورت علمى ، علت تام معلوم باشد . در حقيقت ، عنايت همان علم فعلى است ، ولى نه هرگونه علمى كه فعلى باشد ، بلكه علم فعلى تام كه خود مستقّلا سبب معلوم باشد و هيچ چيزى غير از خود علم ، در تحقّق معلوم نقشى نداشته باشد . بديهى است كه علم تفصيلى خداوند - كه از نظر مشّاييان زايد بر ذات و از نظر حكمت متعاليه عين ذات است - علت وجود معلوم‌هاست با همهء خصوصيّات آنها و به همين جهت است كه او به خلق خويش عنايت دارد . « 1 » موجودهاى ناقص اگر به فعل خويش عنايت و اهتمام دارند ، به اين لحاظ است كه وسيلهء رفع نقص آنها و رسيدن به كمال است . ولى عنايت واجب الوجود به فعل خويش نه به لحاظ كمال‌جويى و رفع نقصان است ، بلكه به اين لحاظ است كه نسبت به فعل خود ، سببيّت ، علم و رضا دارد و فعل خود را با همهء ويژگىهايى كه دارد ، بدون هيچ‌گونه اهمال و مسامحه‌اى انجام مىدهد . « 2 » 2 . قضا - از نظر صدر المتألّهين - علم ذاتى خداوند است . او مىگويد : قضاى ربّانى ، همان صورت علم خداوند است كه قديم بالذات و باقى به بقاى اوست . « 3 » از سخن شيخ الرئيس نيز چنين استفاده مىشود كه قضاى ربّانى ، همان علم ذاتى

--> ( 1 ) . ر . ك : نهاية الحكمه ، مرحلهء 12 ، فصل 12 . ( 2 ) . ر . ك : همان ، فصل 17 ؛ الحكمة المتعاليه فى الاسفار الاربعة العقليّه ، ج 7 ، ص 57 . ( 3 ) . الحكمة المتعالية فى الاسفار الاربعة العقليّه ، ج 6 ، ص 292 .