احمد بهشتى

257

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )

خارج از ذاتند و صفت‌هاى سلبى ، به سلب نقص بازمىگردند و سلب نقص ، همان كمال و كمال ، عين ذات است . بنابراين ، كثرت صفت‌هاى اضافى و صفت‌هاى سلبى ، به بسيط بودن ذات لطمه نمىزنند . شيخ الرئيس از دو قسم مزبور ، فراتر رفته و صفت غير اضافى را - كه همان حقيقى است - اضافه كرده است ؛ چراكه صورت‌هاى علمى ، صفت حقيقى واجب الوجودند و اين ، همان چيزى است كه با رأى مشهور فيلسوفان منافات دارد . آنها صفت‌هاى حقيقى زايد بر ذات را نفى كرده و شيخ الرئيس - دست‌كم در باب علم به ماسوا - صفت‌هاى حقيقى زايد بر ذات را پذيرفته است . به همين جهت است كه فخر رازى هم ، در اين‌جا بر شيخ الرئيس و ديگر فيلسوفان يورش آورده و گفته است : فظهر أنّ الفلاسفة لا يمكنهم ادّعاء تنزيه اللّه - تعالى - عن الصفات الحقيقيّة ؛ « 1 » آشكار شد كه ( با توجه به توضيحات پيش ) فيلسوفان را ممكن نيست كه ادّعاى تنزيه خداوند از صفت‌هاى حقيقى كنند . خواجه هم اين اشكال را از امام فخر رازى نقل كرده و ورود اشكال را تأييد كرده است . « 2 » حق اين است كه اشكالى بر شيخ الرئيس - از اين لحاظ - وارد نيست . صفت‌هاى حقيقى اگر عارض بر ذات و داخل در ذات باشند ، مستلزم تركيب و عدم بساطتند . شيخ الرئيس صورت‌هاى معقول را پس از مرتبهء ذات و از لوازم متأخّر از ذات مىداند . اين‌جا اتّصاف ، به معناى مصطلح نيست . اتّصاف در معناى مصطلح به معناى عروض صفت بر ذات است ؛ مانند اتّصاف جسم به بياض و اتّصاف زيد به كتابت ؛ ولى در اين جا اتّصاف به معناى استلزام است ؛ مثلا هرگاه مىگوييم : عدد چهار زوج است ، به معناى حلول زوجيّت در عدد چهار نيست ؛ بلكه به معناى اين است كه زوجيّت ،

--> ( 1 ) . شرحى الاشارات ، ج 2 ، ص 71 . ( 2 ) . همان ، ص 72 .