احمد بهشتى
258
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )
خارج از ذات عدد چهار و لازمهء آن است . در مسئلهء اتّصاف ذات واجب به صورتهاى معقول ، همين معنا مراد است . ذات واجب الوجود ، ملزوم صورتهاى معقول ، از لوازم متأخّر از ذاتند . واجب الوجود ، نسبت به اتّصاف به اينگونه لوازم ، نه مستكمل و نه منفعل است ، تا مستلزم نقصى باشد ؛ بلكه اگر اتّصاف را به معناى مصطلح بدانيم ، بايد بگوييم : واجب الوجود ، نسبت به اين صورتهاى معقول متأخّر از مرتبهء ذات و لازم ذات ، نه اتّصاف دارد ، نه استكمال دارد و نه انفعال . بنابراين ، هيچگونه ايرادى - از اين لحاظ - بر شيخ الرئيس وارد نيست ؛ چراكه به نظر او ذات تام و تمام واجب ، نه محلّ اين صورتهاست تا انفعالى لازم آيد و نه به اين صورتها نياز دارد ، تا استكمالى لازم آيد و نه - به معناى مصطلح - موصوف و معروض اين صورتهاست ، تا اتّصافى لازم آيد . « 1 » مرورى بر اشكالات خواجه خواجه هرچند در آغاز شرح اشارات متعهّد شده است كه همواره شارح باشد و از اظهارنظر شخصى و اشكال بر متن ، خوددارى ورزد ، « 2 » ولى در اينجا - كه گويا كاسهء صبرش لبريز شده - با پنج اشكال ، شيخ الرئيس را نقد كرده است . حقيقت اين است كه اشكالها از خود او نيست . يكى از آنها - چنانكه ديديم - از امام فخر رازى است . بقيّه هم از شيخ اشراق است . « 3 » اشكالها به شرح زير است : 1 . واجب الوجود نسبت به صورتهاى معقول ، هم فاعل و هم قابل است .
--> ( 1 ) . ر . ك : الشواهد الربوبيّه ، ص 54 . ( 2 ) . شرحى الاشارات ، ج 1 ، ص 2 . او مىگويد : « و أنا أشترط على نفسي أن لا أتعرض لذكر ما أعتمده فيما أجده ؛ مخالفا لما أعتقده ؛ فإنّ التّقرير غير الردّ و التفسير غير النّقد » . ( 3 ) . ر . ك : الحكمة المتعالية فى الاسفار الاربعة العقليّه ، ج 6 ، ص 199 - 209 .