احمد بهشتى
256
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )
كمال اخلاص در پيشگاه خداوند ، نفى صفتها از اوست . البته مقصود حضرت ، نفى مطلق صفتها نيست ؛ چراكه خود فرموده است : الذي ليس لصفته حدّ محدود ؛ « 1 » خداوندى كه براى صفتش حدّ معيّنى نيست . بلكه مقصود ، نفى صفت زايد بر ذات است . متأسّفانه ، برخى از پيروان مكتب اعتزال ، جملهء اوّل را شاهدى بر صحّت قول معتزله - كه صفتها را مطلقا نفى مىكنند - دانستهاند . « 2 » برخى هم با پذيرش اين مطلب كه جملهء نخست ، موافق نظر معتزله است ، خطبهء مشتمل بر آنرا از مجعولات معتزله دانسته و آنرا از اعتبار ساقط دانستهاند ؛ « 3 » ولى هر دو به بىراهه رفتهاند . شيخ الرئيس براى تبيين مسئلهء كثرت اسما و صفات مىفرمايد : و الأوّل يعرض له كثرة لوازم إضافيّة و غير إضافيّة ، و كثرة سلوب و بسبب ذلك كثرة الأسماء ؛ لكن لا تأثير لذلك في وحدانيّة ذاته ؛ و بر واجب الوجود ، كثرت لوازم اضافى و غيراضافى و كثرت سلوب عارض مىشود و به سبب آن ، كثرت اسما پديد مىآيد ؛ ولى اينها تأثيرى در وحدانيّت ذات او ندارند . شيخ الرئيس در عبارت بالا ، واجب الوجود را معروض كثرت صفتهاى اضافى ، صفتهاى حقيقى و صفتهاى سلبى دانسته و از اين رهگذر ، زمينهء ظهور كثرت اسما را - كه عبارتند از : ذات با ملاحظهء صفتى از صفتها - فراهم كرده است . همانطورىكه اشاره شد ، نظر مشهور فلاسفه ، بر نفى صفتهاى حقيقى زايد بر ذات و اثبات صفتهاى اضافى و صفتهاى سلبى است ؛ چراكه صفتهاى اضافى
--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . ر . ك : ابن ابى الحديد شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 74 . ( دار احياء الكتب العربيه 1378 ه ) ( 3 ) . ر . ك : عبده الشمالى ، تاريخ الفلسفة الاسلاميه ، ص 131 .