احمد بهشتى
255
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )
كثرت عرضى هم مىرسد كه در جاى خود بيان شده است . « 1 » رمز كثرت اسماى واجب با توجه به اينكه واجب الوجود ، بساطت مطلق دارد و از هرگونه تركيبى - اعم از تركيب از اجزاى خارجى ، اجزاى ذهنى ، اجزاى حدّى و اجزاى كمّى و تركيب از وجدان ، فقدان ، كمال ، نقص ، وجود و عدم « 2 » - منزّه است ، چگونه ممكن است كه داراى اسماى متعدّد باشد ؟ مگرنه هر اسمى از ويژگىاى در مسمّا حكايت مىكند ؟ مگرنه ، اگر اسما متعدّد باشند ، ويژگىها هم متعدّدند و تعدّد ويژگىها ، با بساطت ، ناسازگار است ؟ اگر بگوييم : زيد ، نويسنده و شاعر است ، زيد هم مسمّاى نويسنده و هم مسمّاى شاعر است . هركدام از اين دو نام ، « 3 » از ويژگىاى در زيد حكايت مىكند و زيد را از مرتبهء بساطت ، ساقط و در ورطهء تركيب ، گرفتار مىسازد . به همين جهت است كه مىگوييم : واجب الوجود ، صفتهاى حقيقى - چه مضاف و چه غير مضاف - ندارد ، بلكه اين صفتها ، از نظر مصداق ، وحدت خارجى دارند و عين ذاتند و تنها اختلاف آنها با ذات و با يكديگر ، اختلاف مفهومى است ، نه مصداقى . امير المؤمنين عليه السّلام فرموده است : كمال الإخلاص له نفي الصفات عنه ؛ « 4 »
--> ( 1 ) . ر . ك : صنع و ابداع ( شرط نمط پنجم ) فصل 11 ، ص 235 - 249 ؛ غايات و مبادى ( شرح نمط ششم ) فصل 39 ، ص 280 - 289 . ( 2 ) . ر . ك : هستى و علل آن ( شرح نمط چهارم ) فصل 21 . ( 3 ) . ر . ك : الشواهد الربوبيّه ، ص 44 ( در آنجا آمده است كه در عرف عارفان ذات با ملاحظهء صفتى از صفتها ، اسم است ؛ مانند عالم ، قادر و . . . ) . ( 4 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 1 .