احمد بهشتى

254

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )

زياد بودن صورت‌هاى معقول ، داخل در ذات و مقوّم ذات نيستند ، بلكه از لوازم متأخّر ذاتند و اين كثرت ، كثرت طولى است و نه كثرت عرضى . بنابراين ، با قاعدهء « الواحد لا يصدر عنه إلّا الواحد » منافاتى ندارد . اگر بنا باشد به شيخ الرئيس اشكال شود ، بايد گفته شود : با توجه به اين‌كه صورت‌هاى علمى ، از لوازم وجود واجبند ، آن هم وجود از حيث خارجى ، نه وجود ظلّى ذهنى و نه ماهيّت اعتبارى ، چرا بايد صورت‌هاى علمى او صورت‌هاى ذهنى باشند و نه صورت‌هاى خارجى و چرا بايد علم واجب ، علم حضورى نباشد ، بلكه علم حصولى ارتسامى باشد ؟ « 1 » او در مقام تنزيه واجب الوجود از كثرت داخلى و تركيب ، مىفرمايد : و كثرة اللّوازم من الذات - مباينة أو غير مباينة - لا تثلم الوحدة ؛ كثرت لوازم ذات - چه لوازم مباين باشند و چه غير مباين - وحدت را خدشه‌پذير نمىسازد . شكى نيست كه كثرت لوازم عرضى با وحدت و بساطت ملزوم ناسازگار است ؛ « 2 » ولى كثرت طولى لوازم ، هيچ منافاتى با وحدت و بساطت ملزوم ندارد . هرگاه كثرت لوازم ، طولى باشد ، برخى از آنها لازم باواسطه و برخى لازم بىواسطه‌اند . به تعبير شيخ الرئيس ، برخى مباين ( باواسطه ) و برخى غيرمباين ( بىواسطه ) اند . از نظر شيخ الرئيس ، صورت‌هاى معقول از لوازم ذات بوده و به كثرت طولى و ترتيبى ، منشأ پيدايش موجودهاى عينى و خارجىاند . خود موجودهاى خارجى هم پس از صورت‌هاى معقول ، كثرت طولى دارند . از نظر وى پس از صادر اوّل ، نوبت به

--> ( 1 ) . صدر المتألّهين با تقسيم لوازم به لوازم وجود خارجى ، وجود ذهنى و ماهيّت ، جايگاه هر يك را مشخّص كرده و معلوم ساخته كه صورت‌هاى علمى واجب بايد از لوازم خارجى و علم او حضورى باشد ( ر . ك : الشواهد الربوبيّه ، ص 52 - 53 ) . ( 2 ) . صنع و ابداع ، ص 240 - 242 .