احمد بهشتى
231
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )
اثبات مىكنيم ؛ چراكه علم تام به معلول اوّل ، به اين معناست كه به تمام لوازم طولى و عرضى آن ، علم تام پيدا شود . شيخ الرئيس در اينباره مىگويد : و يعقل سائر الأشيآء من حيث وجوبها في سلسلة الترتيب النازل من عنده طولا و عرضا ؛ و لازم است كه واجب الوجود اشياى ديگر را از حيث وجوب آنها در سلسلهء ترتيبى كه طولى و عرضى نازل از جانب اوست ، تعقّل كند . سلسلهء طولى و عرضى سلسلهء علتها و معلولها سلسلهء طولى به شمار مىآيند . هر معلولى در طول علت و مترتّب بر او و پس از اوست و هر علتى در رتبهء پيش از معلول و پس از اوست . واجب الوجود ، در سلسلهء علتها و معلولها ، علت نخستين و هيولاى معلول اخير است . موجودات عالم طبيعت ، نسبت به يكديگر در سلسلهء عرضى قرار دارند ؛ چراكه هيچيك از آنها علت حقيقى وجود ديگرى نيستند ؛ بلكه نقش آنها نسبت به يك ديگر ، علّيّت يا معلوليّت اعدادى است . پدر و مادرها علتهاى اعدادى فرزندان مىباشند ؛ نه علتهاى حقيقى . باد ، ابر ، سرما ، گرما و ديگر حادثههاى عالم طبيعت ، در توليد باران و روييدن گياه و بارورى درختان ، نقش علتهاى اعدادى دارند و هرگز اعطاى وجود نمىكنند . آنكه در حقيقت اعطاى وجود مىكند ، واجب الوجود است . موجوداتى كه در سلسلهء طولى قرار دارند ، واسطههاى فيض به شمار مىآيند . گويى با دستى گيرندهء فيض وجود و با دستى بخشندهاند و اگر از فيّاض مطلق ، فيضى به آنها نرسد ، آنها همه فقر مطلق و تهىدست محض مىباشند . موجودات سلسلهء عرضى هم هرچه دارند ، از مبادى عالى و از سلسلهء طولى