سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
88
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )
براى خوردن آنها نمانده است ، گاهگاهى به اميد رجعت [ 1 ] و به رجاى بعث [ 2 ] دلهاى خود را تسلى مىدهند و شعلههاى اين عذابهاى اليم را به تذكار حشر و نشر فرو مىنشانند ! و ممكن است كه اين آمال اجساد ايشانرا حفظ كند و از تلاشى و تفرق بازدارد و مىشود كه اين آرزوها اين بيچاره مردگان را بر اين دارد كه خيالات خود را حركت داده درصدد [ 3 ] استحصال اسباب نجات برآيند و جائز است چون اين خواهشها در ايشان قوّت بگيرد ، با يكديگر مخابرت نموده و مشورت كرده بههيئت مجموعه ، اگرچه در نهايت ضعف و ناتوانى بوده باشند . بعضى از حقوق خود را از زندهها طلب نمايند و البته اگر زندهها هيئت مجموعه ايشان را بينند ، ايشان را بالمّره محروم نخواهند نمود . اكهوريان نه تنها قطع رجاء بعث و نشور مردهها را نموده اقامه برهان بر استحاله و امتناع [ 4 ] آن مىنمايند ، بلكه جميع بيماران و ضعيفالجثهها و ناتوان را دعوت به مرگ مىكنند و بر استحسان موت دليلهاى قطعى مىآورند ، چنان بيان مىكنند كه راه نجات اين گونه مردم به غير از مرگ نيست و مداوات كردن را بىفايده مىشمارند . با وجود اين خيرخواهند ! خير خواهند - راست بايد گفت اين يكى را خوب فهميدهاند . زندگى بسيار دردسر دارد . زندگى را همتى بايد بس عالى و عقلى بايد بسيار بزرگ و تجلدى [ 5 ] فوقالغايه و دلى چون خارا و قوت املى بسيار محكم و عزمى در نهايت ثبات . مخنث [ 6 ] سخيفالعقل را اين گونه صفات چگونه حاصل مىشود ؟ اصل طبيعت آن ، مضادّ اين صفات است - اى ضعيف جسمان و اى نحيفان و اى بيماران همگى به مرگ تن دردهيد . برهان ( ناستوده مرگ خان ) بسيار قوى است ، من هم قبول نمودم ! اگر برهان ايشان باطل هم باشد ، باز همگى لباس حيات را از خودها دور كنيد . محض از براى ( ناستوده مرگخان ) و ياران ايشان ، از اين زندگى درگذريد . چون اگر شما اين كار را نكنيد ، ايشان را ضرر و زيان بسيار خواهد شد و از مزد و اجر اين جانفشانىها محروم
--> [ 1 ] . بازگشت و از اين حيات بعد ممات مراد است [ 2 ] . برانگيختن بعد موت اولى [ 3 ] . نزديكى و مقابله و برابرى و مجازاً بهمعنى قصد و درپى چيزى شدن [ 4 ] . محال و ممتنعبودن [ 5 ] . جلادت يعنى شدت و قوّت [ 6 ] . مردم كوچهگرد و بىسروپا