سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
87
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )
برداشت و حل معمّى نمود . حقيقت حقيقة ، همان يادگارى كه يونانيان از براى ديوجانس ساخته بودند ، بايد از براى همين خيرخواه نيز ساخته شود . چه معنى دارد سگ از براى استحصال استخوانى تملّق مىكند و دمى حركت مىدهد و سر بر پاى معطى نهاده چه خودى باشد چه بيگانه ، بهجهت اظهار خلوص نيت آوازها در مىدهد . انسان از سگ هم كمتر است . لاحول ولا ! انسان را چنان مىزيبد كه در تملّق و خضوع هزار مرحله بر سگها پيشى گيرد و اگر دم ندارد ، ريش هم كم از آن نيست ( ناستوده مرگ خان ) همين نكته را فهميده از آن بود كه آواز برآورد و ريشى حركت داد و نانهاى خورده را حلال كرد . خدا كند كه اين شكر سبب مزيد نعمت گردد . چه تعجب كنم ! چه تعجب كنم ! ، تعجب عبارت است از كيفيتى كه در حالت ادراك امور غريبه انسان را حاصل مىشود . و چون اكهوريان از براى شكمپرستى بدين راه قدم زدهاند و مىزنند و خواهند زد ، ديگر چه غرابت و چه تعجب ؟ بلى آنچه جاى تعجب است اين است كه ديگران افعال اكهوريان را نفهميده توجيه و تأويل مىنمايند ، با وجود آنكه مقاصد دنيّه ايشان از سخافت و ركاكت آرائشان آشكارتر است . جميع مردههاى هزارساله و دوهزارساله و همهء استخوانهاى پوسيده قرون خاليه ، در اين روزها سر از قبرها و دخمهها [ 1 ] برآورده به آوازهاى بسيار بلند نداى : الحياة الحياة ، البعث البعث ، النشور النشور ، مىزنند ! اما اكهوريان خيرخواه بهقوت تمام : الموت الموت ، الهلاك الهلاك ، الفنا الفنا ، آواز مىنمايند . بر حال قومىكه خيرخواه آن اكهورى است ، بايد گريست . بيچاره مردههائى كه در ظلمتكده قبور و تنگناى گورها برهنه و عريان و گرسنه و عطشان انزوا [ 2 ] گزيدهاند و هر ساعتى از ديدن صور هائله [ 3 ] نكيرها و منكرها لرزان و ترسانند و از پى ساز و سامانى نالان و گريانند و تذكار لذائذ زندگانى ايشان را بر آتش حسرت نشانده است و زندهها حقوق آنها را به تمامها غصب نموده ، ايشان را به بدترين صورتى و قبيحترين وجهى از بساط زندگانى رانده است و به غير از خاك ، كه آنهم با شك شورمزه آميخته شده ، چيز ديگرى از
--> [ 1 ] . گورها [ 2 ] . گوشهنشينى [ 3 ] . خوفناك