سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
84
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )
معاهدهنامهاى بگيرند ، لهذا پس از تسليم و قبول و داد و گرفت از اين مراتب سنّيه ! [ 1 ] هم محروم شدند و حق اين بود كه محروم شوند ، چونكه ايشان را اينقدر هم قابليت نيست . اكنون تو خود اندازه كن كه از چند قرن جراثيم [ 2 ] قواى عقليّه و نفسيّه ايشان بهغايت روى به انحطاط نهاده است - و ميزان [ 3 ] حركت بهسوى اسفل را فراموش مكن . قاعدهء كليه عطالت « ساكن متحرك نمىشود و متحرك ساكن نمىشود ، مگر به سببى » را از دست مده . گمان مكن كه نهايت حركت اكهوريان نقطه توحش و تبربر [ 4 ] خواهد بود و پس از رسيدن بدان نقطه چون ساير جنگليان خواهند شد . آب راكد [ 5 ] هرقدر متعفن و گنديده شود ، به پايه آب جارى كه بر قاذورات [ 6 ] و جيفهها [ 7 ] و زبلها [ 8 ] مىگذرد ، نخواهد رسيد . آيا مبتلا به جذام و آتشك اولادش چون اولاد سالمالمزاج است ؟ آيا زمينهائى كه بهسبب سوء تصرف شورهزار شده است ، در صلاحيت زراعت ، مانند اراضى صالحه حرّه است ؟ سعهء دائره فساد و شرارت و خباثت جنگليان چه قدر خواهد بود ؟ جنگلى مكر و جعل و تزوير و تدليس [ 9 ] و رياكارى و منافقى از كجا مىداند ؟ عقل وحشى اگر چه پست است و لكن از مرتبه جهل بسيط بيرون نرفته . جهل مركب را كه با جهل بسيط برابر دانسته ؟ پس اگر اكهوريان به مدرسه روند ، با اين طينت و جبلت و با اين عقل و ادراك ، به غير از طرق جمع رذائل و طرح [ 10 ] فضائل و تفريق كلمه امت و كسر ناموس [ 11 ] انسانيت چه خواهند آموخت ؟ . و فطرت لئيمه خسيسه ايشان را به جز از سبيل [ 12 ] برانداختن و پايمال نمودن خويشان بهجهت جبر [ 13 ] خاطر بيگانگان بهچه دعوت خواهد كرد ؟ نظر كن بر افعال و اعمال و حركات و سكنات ايشان تا آنكه همه اين امور را به چشم مشاهده كنى - لئيمان را شنيده بودى و لكن نديده بودى - چشم را باز كن و اكهوريان بنگر ، تا آنكه لئيمان خالص غير مشوب را ببينى .
--> [ 1 ] . بلند [ 2 ] . مواد [ 3 ] . يعنى ياد آر كه حركت بهسوى اسفل از حركت بهسوى بالا سريعتر است [ 4 ] . وحشيگرى [ 5 ] . ايستاده يعنى ساكن غيرمتحرك [ 6 ] . پليديها [ 7 ] . مردارها [ 8 ] . سرگينها [ 9 ] . حيله [ 10 ] . يعنى ترككردن [ 11 ] . قانون [ 12 ] . راه [ 13 ] . خلاف الكسر ، يعنى پيونددادن