سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني

81

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )

كور مادرزاد از شنيدن كيفيات الوان ، نه ماهيات آنها را خواهد فهميد و نه بر لوازم و خواص آنها حكم تواند كرد و از دانستن اخلاق فاضله و آثار حسنه آنها و اخلاق رذيله و مضار آنها ، كسى طاهرالنفس و مهذب‌الاخلاق نمىشود . محض شناختن مرض و دانستن دواء آن موجب رفع مرض و حصول صحت نخواهد شد . دانستن مضار حوامض [ 1 ] و منافع حلويات [ 2 ] باعث نفرت صفراوى مزاج از آن و رغبت بدين نمىتواند شد ، اگر علم سبب تغيير ميول [ 3 ] و حاسات نفسانيّه مىشد و يا آنكه آثار خارجيه و نتايج ظاهره آنها را منع مىكرد ، مىبايد كسى بر فوت عزيزان محزون [ 4 ] نشود و اگر محزون شود ، آه و زارى ننمايد ، چونكه هركسى را معلوم است كه فوت شده برنمىگردد و حزن و آه و زارى و گريه كردن لغو و بىفايده است . معده چون طعامى را قبول نكند علم به منفعت مانع از قى نمىشود . اگر اخلاق به علم نيكو مىشد ، مىبايست كه يك اكهورى هم در عالم انسان بشود ؟ و بالجمله هر كسى از خواندن كتب سياست و معاشرت سياسين و عقلاء بسمارك نمىشود ! - چرا نمىشود ؟ به‌جهت آنكه وضع دماغ به نوعى ديگر است . تغيير وضع دماغها قرون متعدده مىخواهد با تعليم و تربيت مستمره . شجاع از شنيدن قصص جبناء [ 5 ] جبون نمىگردد ، بلكه ثبات و اقدامش افزون مىشود . خائن از استماع فضائل امانت امين نخواهد شد . دزدها شناعت سرقت را نمىدانند و خيانت‌كاران ذمائم اختلاس و تزوير و رشوت‌خوارى را نشنيده‌اند ؟ مىدانند و شنيده‌اند و لكن آن انفعال نفسى كه از ملاحظه اين امور ارباب نفوس مطهّره را حاصل مىشود ، ايشان را حاصل نمىشود ، چونكه بودن نفس بدين كيفيت كه از ملاحظه امثال اين امور منفعل شود ، به جز از توارث ، به نهج ديگر صورت‌پذير نيست . وقيح [ 6 ] را هرگز انفعال نفسى كه عبارت از حياء است ، در ارتكاب امور شنيعه دست نمىدهد ، اگرچه كتابها در فضايل خصلت حيا خوانده باشد . اين مطلب بسيار دقيق است و تو بسيار غبى [ 7 ] لهذا ثانياً بيان مىكنم شايد بفهمى :

--> [ 1 ] . ترشىجات [ 2 ] . چيزهاى شيرين [ 3 ] . جمع ميل يعنى خواهشها [ 4 ] . مغموم - رنجيده و اندوهگين [ 5 ] . جمع جبون به معنى بزدل [ 6 ] . بىحيا و بىشرم [ 7 ] . كند ذهن