سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
80
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )
طبقات و آحاد آن قوم را در آن هنگام حاصل مىشود اجتماع و ائتلافى كه قوام بشر و مايه زيست و موجب بقاء نوع اوست از براى ايشان ممتنع خواهد بود ، مگر بهسبب قاسر [ 1 ] خارجى و قاهر اجنبى و حيات و بودان كمخردان فاسدالاخلاق و تباهكاران دشمن جان خود ، ممكن نباشد مگر در تحت اداره ديگرى . اين است حكمت تبدل ادارات در عالم وجود . اين چنين اشخاصى كه اينگونه بوده باشند ، حال آنها با نفوس و عقول ديگران چون حال و با و طاعون [ 2 ] و جذام [ 3 ] و ديگر امراض ساريه است ، با ابدان . پس اگر به مملكتى روند كه مزاج نفوس و عقول آن مستعد بوده باشد ، جزء اخير علّت تامه فساد عمومى شده در زمان قليلى بدان مملكت آن كنند كه با خود كرده بودند ، خصوصاً اگر در مركز كه محل اجتماع خلق است ، جا گيرند چنان كه شأن امراض ساريه است و اگر نفوس و عقول را استعدادى نباشد ، لامحاله تخم فساد را كاشته موجب سوء اداره و وهن در اعمال خواهند شد و اين سموم قتاله بالمرّه بىاثر نخواهد بود ، پس هر كسى را واجب است كه به اين گونه مردم ، آن معامله كند كه با مجذومين [ 4 ] مىكند . خطاب به عقل است ، اشتباه مكن ! اين مقدمه فلسفيه فراموش نشود تا آنكه مقدمه ديگرى را بيان كنم : پس از آن استنتاج [ 5 ] نتيجه نمايم : استقامت افكار امم و اعتدال اخلاق ايشان نه از جمله امورى است كه در ماهها و سالها حاصل شود ، بلكه اگر چندين قرن تعليم و تربيت در امتى مستمر بماند و بطناً بعد بطن ، در تقويم افكار و تعديل اخلاق سعى و كوشش شود . البته ممكن است كه در آن هنگام اشخاصى در آن امت يافت شوند كه به استقامت و اعتدال موصوف گردند . افكار مستقيمه و خيالات عاليه ديگران را يادگرفتن شخصى موجب آن نمىشود كه خود او صاحب افكار عاليه شود ، بلكه اگر كسى خود صاحب افكار عاليه نبوده باشد ، كنه افكار ديگران را نخواهد فهميد و به موارد و متعلقات آنها پى نخواهد برد و روابط و مناسبات آن افكار بر او پوشيده خواهد ماند و بر استنباط لوازم آنها ، از ملزومات و ملزومات آنها از لوازم ، قادر نخواهند شد .
--> [ 1 ] . دوركننده [ 2 ] . مرگ عام [ 3 ] . خوره [ 4 ] . مبتلايان به خوره [ 5 ] . برآوردن نتيجه