سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
78
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )
حركات افراد آن مانند انصاف [ 1 ] اقطار دائره واحده به يك نقطه كه سعادت كل باشد منتهى مىشود و از محيط قوميت خارج نمىگردد و چون دو شخصى كه هريكى بهجهتى از محيط دائره حركت كند ، آحاد او در خواهشهاى خود در عين مخالفت جوياى مؤالفت [ 2 ] اند و در عين تباعد [ 3 ] خواهان تقاربند [ 4 ] و اصناف [ 5 ] او در عين تدافع [ 6 ] آراء در تجاذبند [ 7 ] چنان كه دو متساوىالقوهاى كه در حالت مجاذبه هريكى طرفى از رَسَن را گرفته و حين تدافع جذبه ديگرى در تحاذى است . البته از طرف هر عاقلى بر توافق افكار و نيات طبقات آن قوم و يا آن امت و تناسب حاسات [ 8 ] معنويه انفعالات [ 9 ] نفسانيه اصناف آن حكم خواهد نمود . هيچكس در تلائم [ 10 ] رغبتها و رهبتها [ 11 ] و نفرتهاى افراد آن قوم ذكر نخواهد كرد ، چونكه افعال و اعمال افراد انسان و كيفيت معاشرات و طرز اجتماعات و وضع زيست و نوع معيشت و نهج اداره ايشان همگى معلولهاى افكار عقليه و حاسات معنويه و صفات نفسانيه ايشان مىباشد و اگر تلائم و تناسب در علل نبوده باشد ، هرگز توافق در ميانه معلولات آنها واقع نمىشود . تناسب افكار و صفات آن وقت حاصل مىشود كه مقوّم و معدّل بوده باشد ، زيرا آنكه صفات رذيله و اخلاق فاسده و افكار سخيفه را اگرچه با يكديگر توافق اسمى هم بوده باشد ، و لكن فىالواقع درميانه آنها تضاد تام و تبائن كامل است چونكه ماهيت هر فردى از افراد آنها مقتضى عدم توآلف [ 12 ] است با فرد ديگر ، چه هردو از يك صنف بوده باشد و يا از دو صنف و جهت توجه هر يكى مخالف جهت ديگرى است ، مثل متدابرينى [ 13 ] كه بر روى خط مستقيمى يكى مشرقاً و ديگرى مغرباً ، حركت كند . از اين است كه هرگز توافق و مرافقت [ 14 ] درميانه احمقها و حسودها و بخيلها و طماعها و متكبرها و خائن واقع نمىشود .
--> [ 1 ] . انصاف نيم قطرها كه از مركز دائره شروع شده منتهى به محيط گردند و همه برابر يكديگر باشند . [ 2 ] . الفت و موافقت [ 3 ] . دورى [ 4 ] . نزديكشدن به يكديگر [ 5 ] . صنفها و قسمها [ 6 ] . از خود دوركردن دو كس باهم [ 7 ] . بهطرف خود كشيدن دوكس باهم [ 8 ] . كيفيات حسيات باطنيه [ 9 ] . تأثرهاى نفسانى [ 10 ] . توافق [ 11 ] . ترسها [ 12 ] . باهم الفت گرفتن [ 13 ] . كسانى كه پشت به يكديگر كرده باشند [ 14 ] . همراهى و رفاقتكردن