سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
77
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )
سازد . اسباب و آلات و وسائل چه علم بوده باشد و چه غير آن ، همه از براى استحصال خواهشهاست و چون طبيعت شر باشد به غير از شر چه خواهش خواهد نمود ؟ ضد علّت ضد ديگر چگونه خواهد شد . فاقد [ 1 ] شيئى چه سان معطى [ 2 ] آن مىشود ، پس اگر طبيعت شر باشد و خواهش شر و اسباب مساعد [ 3 ] ، خير از چه جهت از صاحب آن طبيعت سرزند ؟ و شرى كه از اين گونه شخصى سرزند ، چرا بايد كه مثل شرّ شريرالنفس ، نادانى باشد كه هيچگونه وسيلهء از براى اجراء [ 4 ] مقاصد خسيسه خود ندارد . اللَّه ، اللَّه ! اثر علّت قويه چه سان مساوى اثر علّت ضعيفه مىشود ؟ تنگى دائره خباثت عوام بدطينت كجانديش و ضيق [ 5 ] مجال ضلالت آن نيست مگر از عدم وسائل و فقدان آلات خائنى كه قوانين و قواعد امم و ملل را نداند و سبيل اختلاسها [ 6 ] و تزويرها را نشناسد و به طرق جعل و اختراع و تبديل و تحريف و حذف و اضافه و جمع و خرج پى نبرده باشد ، خيانت آن چه خواهد بود . گمراهى كه اگر در طريقه آن قدحى و جرحى شود عاجز بماند ، تبديل افكار ديگران را چه سان خواهد نمود ؟ بالجمله ، اكهورى بدطينت است و سخيفالعقل و سخيفالعقل بدطينت را تعليم و تربيت سود ندهد ، بلكه باعث ازدياد شرارت و فساد آن خواهد شد . مىدانم كه هم در ثبوت مقدمه اولى شك دارى و هم در تحقيق مقدمه ثانيه ! ، لهذا هر دو را به عبارت واضحه بيان مىكنم و براهين عقليه طبيعيّه اقامه مىنمايم ، گوش داشته باش و بهخوبى تأمل نما كه مطلب بسيار دقيق است . اگر قومى و يا امتى ديده شود كه در تحت اداره واحده مىباشد و جميع طبقات آن چون اعضاء مختلفه شخص واحد در معاونت و معاضدت [ 7 ] يكديگر است و روح حيات و قوهء محركه مجموع اصناف آن يكى است و آمر [ 8 ] و مأمور [ 9 ] و آخذ [ 10 ] و معطى [ 11 ] و واضع [ 12 ] و رافع [ 13 ] از خود او مىباشد و سالك
--> [ 1 ] . گمكننده [ 2 ] . دهنده [ 3 ] . ياور - كمك [ 4 ] . برآوردن و حاصلكردن [ 5 ] . ننگى [ 6 ] . ربودن [ 7 ] . پشتيبانى [ 8 ] . فرمانده [ 9 ] . فرمانبردار [ 10 ] . گيرنده [ 11 ] . دهنده [ 12 ] . وضعكننده مثل واضع قانون [ 13 ] . بردارنده و محوكننده مثل ناسخين قانون و احكام