سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني

74

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )

باد آنان را كه از قوم اين خيرخواهان در انديشه بودند . مژده‌ها باد آن اقوامى را كه از دين اين دين‌پروران ، خوف و هراس داشتند . قوميت كيفيتى است نفسانيه كه در حال صغر [ 1 ] به واسطه تعليم و تربيت در نفوس حاصل مىشود ، چون در تعليم كردگان اين امر ملاحظه نشود و يا آنكه ضد آن مرعى گردد ، قوميت از كجا وجود خواهد پذيرفت ؟ و همچنين است حالت ديانت بلكه ساير كيفيات نفسانيه و احداث كيفيت نفسانيه قوميت در نفسى از نفوس ، معنيش اين است كه معلّم به حسن تربيت و تعليم خود آن نفس را بعد از فهمانيدن موارد شرف قوم بر اين دارد كه بذل روح را از براى شرف قوم سهل انگارد و شرف خويش را فقط در شرف قوم و ملّت خود پندارد . شرف قوم عبوديت نيست ؟ عبد مؤدب و دانا سعادت مولا است . بنده را با وصف بندگى هيچكس نيكبخت نشمرده است اگر چه عالم و عارف باشد . اين خانه‌زادها معنى اين كلمات را نمىفهمند . در بندگى پرورده شده لذت آزادى را چگونه خواهند دريافت ؟ اگر به‌عبوديت خو كرده معلّم شود ، به غير از سبيل عبوديت چه تعليم خواهد نمود ؟ خسيس‌النفس را با شرف چه‌كار ؟ اكئيست [ 2 ] خود غرض عالم را فداى اغراض دنيّه خود مىكند . لاحول ولاقوة الاباللَّه ! اين ديو مردمان سيئىالسريره [ 3 ] چگونه موجب تنفر قلوب شدند از علوم معارف و اين غولان كريه‌الصورة ، چه سان مانع از ترقى قوم خود گرديدند و زشتى سيرت اين ركسان [ 4 ] عجيبه سدّ محكمى شده پاك‌منشان را از استحصال اسباب سعادت باز داشت . نيك‌باطنان را چنان گمان شد كه طرز جديد و تربيت نو باعث بيخ‌كنى قوم و ملّت است ، لهذا از وضع [ 5 ] حاضر گوشه گرفتند - و اين سبب انحطاط [ 6 ] و تأخر قوم گرديد . نه ، نه ! گمراهى و ضلالت و عداوت ملّت را سبب به جز بدفطرتى و بىتربيتى و جهل و خست نيست . علوم و معارف هرگز سبب بدبختى و شقا نخواهد شد . اگر معلّم و مربى بدفطرت و شقى نبوده باشد . بلى اگر اكهورى مربى گردد ، به غير از شقاوت و بيخ‌كنى قوم ، چيز ديگرى را اميد نبايد داشت .

--> [ 1 ] . به كسر اول و فتح دوم - كوچكى - خردى [ 2 ] . لفظ فرنگى است كسى كه محبت ذات خود را به درجه غايت دارد . [ 3 ] . بدباطن [ 4 ] . به لفظ هندى غول است . [ 5 ] . حال [ 6 ] . پستى - نزل