سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
51
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )
را استحصال نمايد ، و بدانها معالجهء خواهشهاى خويش كند ، و سورت [ 1 ] نفس را بشكند ؛ چه تحصيل آنها به نهج حق بوده باشد و يا به نهج باطل ، و چه بدستآوردن آنها موجب فتنه و فساد و سفك دماء [ 2 ] و غصب حقوق شود ، و يا آنكه بدون اين مفاسد او را دستياب گردد . اين مقتضيات قويّه و بواعث فعّاله را از تأثيرات غيرمعتدله بازداشتن ، و انسان صاحب آن شهوات مؤثره را به حق خود راضى كردن ، و از تعدّيات و اجحافات منعنمودن ، به يكى از اين چهار چيز متصور مىشود : يا آنكه هر صاحب حقى شمشيرى در دست گرفته ، و سپرى بردوش انداخته و يك پا در عقب نهاده ، شب و روز در صيانت حق خود بكوشد ؛ و يا شرافت نفس چنان كه ارباب اهواء ادعا مىكنند ؛ و يا حكومت ؛ و يا اعتقاد بر اين كه صانعى است دانا و عمل خير و شرّ را پس از اين حيات جزايى است مبين ، يعنى : دين . [ 3 ] اما وجه اول ، موجب آن مىشود كه از براى صيانت حقوق و دفع تعديات ، سيلهاى خون جارى گردد و تلول و اوديه بدماء افراد انسانيه مخضب [ 4 ] شود و هر قوى ضعيفى را طحن و سحق [ 5 ] نمايد . تا آنكه آخرالامر اين نوع منقرض شده ، اسم او از لوح وجود محو گردد . و اما وجه ثانى ، پس بايد دانست كه شرافت نفس آن صفتى است كه صاحب آن از اعمال ذميمه و افعال قبيحه در نزد عشيره و قبيلهء خود اجتناب خواهد نمود . و خسّت نفس آن است كه : داراى آن از دناياى امور پرهيز نمىنمايد ، و از تقبيح و تشنيع متأثر نمىگردد . و هركسى را واضح است كه اين صفت را يعنى شرف نفس را ماهيت و حقيقت معيّنه در نزد امم نيست كه بتوان به دو شهوات را به حدّ اعتدال آورد ، و
--> [ 1 ] . سورت نفس : حملهء شكنندهء نفس ، زورآورى ميلهاى حيوانى [ 2 ] . سفك دماء : ريختن خونها ، خونريزى . [ 3 ] . يعنى مجموعهء اعتقاد به اينكه : عالم را آفريدگارى است ، و عمل خير و شر را پس از اين زندگانى جزايى روشن و آشكار هست ، دين ناميده مىشود . [ 4 ] . تلول : تلها ، پشتههاى خاكى . اوديه ، جمع وادى : گشادگى ميان تپهها و كوههاى هموار ؛ زمين هموار . دماء : خونها . مخضب : خضابشده . [ 5 ] . طحن ، سحق : ساييدن و فرسودن .